* ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُه الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَه لَمْ يَجِدْه شَيْئاً وَوَجَدَ الله عِنْدَه فَوَفَّاه حِسابَه وَالله سَرِيعُ الْحِسابِ ) * . ( 1 ) ( آنان كه كفر ورزيدند ، كارهائى كه انجام دادهاند ، مانند درخشش سراب در زمين هموار است كه انسان تشنه آن را آب خيال مىكند ، تا موقعى كه به سوى آن سراب آبنما بيايد ، واقعيتى را در آن نمىبيند و خدا را ناظر مىيابد به آن عمل ، يا به خود آن كافرى كه آن كار را انجام داده است كه خدا محاسبهء آن عمل را نموده است و محاسبهء خداوندى سريع است ) . توضيح - در اين آيهء شريفه يكى از باعظمتترين اصول انسانى - الهى گوشزد مىشود كه هم ارزش نهائى ايمان را بيان مىدارد و هم ارزش انسانى كار را . اين اصل دو قضيهء فوق العاده مهم را گوشزد مىكند : يكى اين كه : عمل بدون هدفگيرى عالى و خالى از معرفت و ايمان و با انگيزگى كفر و افساد در حيات انسانها هر اندازه هم چشمگير باشد ، سرابى بيش نيست ، نه براى خود او نفع واقعى دارد و نه ديگر انسانها مىتوانند از سراب آبنماى اعمال او برخوردار شوند . دوم اين كه : اين كارهاى فاسد نه تنها فاقد نفع است براى انجام دهندهء آنها و ديگر انسانها ، بلكه آن كارها عوامل فسادانگيز است كه در قلمرو اجتماعات بروز مىكند و موجب تباهىها مىگردد . لذا وقتى كه ديگر انسانها آن كارهاى فاسد و مفسد را از نزديك ديدند ، تباهى و پوچى آنها ، آن انسانها را به ياد خدا مىاندازد كه چگونه دست غيبى پوچى آن كارها و تباهى نتايج آنها را آشكار مىكند و مردم را از جهل و فريفته شدن باز مىدارد . اين اصل گاهى به عنوان وجدان حساس تاريخ مطرح مىشود كه حق را از باطل و آلوده را از صافى تفكيك و مشخص مىنمايد :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٥
هامش
( 1 ) نور آيهء 39