تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥

جهان انجام مىگيرد . اين معناى رايجى است كه در عده اى از اقوام و ملل به كار مىرود ، مثلا گفته مىشود : فلسفه ميبافد ، معرفت ميبافد ، خيالبافى مىكند . روايتى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است ، بافندگى مذموم را به همين معنى تفسير فرموده است . اين روايت در وسائل الشيعه است : ذكر الحائك عند أبي عبد الله ( ع ) انّه ملعون . فقال : انّما ذلك الَّذى يحوك الكذب على الله و رسوله ( 1 ) ( حائك ( بافنده ) در حضور امام صادق عليه السلام مطرح شد و گفتند كه بافنده ملعون است . امام فرمود كه مقصود كسى است كه به خدا و پيغمبرش دروغ ببافد . ) و در جلد 3 ص 287 از منهاج البراعة آمده است كه امير المؤمنين فرمود : « بافندگان ياران خوارج خواهند بود . » معناى دوم - بافندگى به مفهوم لغوى آن ، مانند قماش و مدقال و غير ذلك . اين شغل در زمان جاهليت در يمن مخصوص پستترين افراد بوده است وقتى كه يك شغل در جامعه اى محقر شمرده مىشد ، بدون ترديد افرادى كه آن شغل را به عهده مىگرفتند ، بطور طبيعى در جامعه احساس حقارت مىنمودند . اين جريانى بوده است كه در جامعهء باستانى يمن وجود داشته است ، و لازمه اش اين نيست كه اين شغل بافندگى ذاتا پست بوده باشد . بلكه در آن دوران كه دستگاههاى ماشينى بافندگى وجود نداشته و كار بافتن با دست انجام مىگرفته است ، كار يكنواخت و تمركز همهء قواى دماغى و عضلانى در كارى كه از نظر انديشه و تنوع موضوع تا حد صفر تنزل دارد ، بدون ترديد موجب ركود انديشه و خمود روانى مىگردد و اين ركود و خمود با نظر به انحصار كار در بافندگى و نبودن وسيله ، ذاتا زشت و پليد نيست . بلكه يك حالت مغزى و روانى است كه خارج از دو منطقهء ارزش و ضد ارزش مىباشد . روايتى از امام صادق عليه السلام در بارهء معلمان مكتبى و بافندگان نقل شده است كه

هامش
( 1 ) - منهاج البراعه ج 3 ص 258 حاج ميرزا حبيب ا للههاشمى خوئى