دوم - اين پيشتازان گمراهىها ، گاهى چنان در سطوح عميق روان پيروان ساده لوح خود نفوذ مىكنند كه مىتوانند از زير خاك تيره ، آن پيروان را توجيه نمايند . اين يكى از خاصيتهاى ضرربار آن پيشتازان است كه شخصيت خود را چنان مطلق و ابدى وانمود مىكنند ، با اين كه زندگى و خود خويشتن را از دست مىدهند و استخوانهايشان در زير خاك گور مىپوسد ، دست از گريبان پيروان ساده لوح يا احمق خود بر نمىدارند . اينان از احساس پاك مطلقگرايى مردم ساده لوح ، چنان بهره بردارى ميكنند كه خود را تا مقام خداگونه اى كه نمىميرد ، بالا مىبرند و عقل و انديشه و وجدان مردم را براى هميشه تسخير ميكنند . اين نكته را هم در نظر بگيريم كه سايهء دروغين اين تبهكاران از طرف دو عامل مهم تقويت ميشوند و زندگى واقعنما به آنها مىبخشند : عامل يكم - گذشت زمان از زندگى هر شخصيتى كه در حال حياتش توانسته است مغزها يا دلهائى را كه قدرت تغذيه از واقعيات زنده را ندارند به خود مشغول بدارد .
عامل دوم - محروميت اكثريت چشمگير مردم جوامع از درك واقعيات و داشتن شخصيتهاى سازنده و راستين .
17 - بكَّر فاستكثر من جمع ما قلّ منه خير ممّا كثر ( بامدادان كه از خواب برميخيزد ، كارى جز رويهم انباشتن چيزهائى كه اندكش بهتر از بسيارش است ، ندارد . )
7 - نادانان خودپرست به اندوختن چيزهائى عشق مىورزند كه اندكش بهتر از بسيارش است
آن جاهل خودپرست كه در اين دنيا آرمانى ندارد جز تورم خود طبيعى و پرده پوشى به نادانىها و در عين كلاغبودن عشق به نمايش طاووسى ، به اندوختن و افزايش امورى دل مىبندد كه جز و بال بر گردن حيات چيز ديگرى