تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
8 ، 9 - ضالّ عن هدى من كان قبله مضلّ لمن اقتدى به فى حياته و بعد وفاته ( راه گمكرده اى كه منحرف از ارشاد و هدايت رهبران پيشين است اين نابخرد نابكار هم در دوران زندگى خود عامل گمراهى و تباهى پيروان و سرسپردگان خود مىباشد و هم پس از آنكه ديده از اين جهان بربندد ) .

6 - تباه سازى خودمحوران كه در دوران زندگى ، پيشتازان گمراهىها هستند ، پس از مرگ با سايه هائى كه از خود در مغزها و دلهاى پيروان ساده لوح ايجاد كرده‌اند ، ادامه مىيابد

على ( ع ) در جملهء مورد تفسير دو مختص مهم را براى خودمحوران گوشزد مىكند : يكى اين كه اين از انسان بيگانه‌ها ، آن قدر به پرستش خود اشتغال مىورزند كه حتى به تجارب و عظمتهاى پيشتازان راستين كه نمايانگر حقايق ناب مىباشند ، اعتنائى نمىكنند . گويى خود را موجودى مىدانند كه به طور ناگهانى همهء واقعيات را در چمدانى در زير بغل از آسمان فرود آمده براى جوامع بشرى ارمغان آورده‌اند . گوئى اصلا بشرى در اين تاريخ ممتد زندگى نكرده است ، يا اگر هم در تاريخ ممتدى كه گذشته است موجودى بنام بشر زندگى كرده است ، جاندارانى بى خبر از واقعيات بوده‌اند كه چندى كم و بيش در اين دنيا نفس كشيده‌اند و رفته‌اند ، انسان فقط اين خودمحور است كه درك واقعيات و عمل به آنها در انحصار اوست و اگر انسانهائى پس از او به وجود بيايند ، از هرگونه واقعيات كه برخوردار شوند ، در نتيجهء واقع يابىهاى او خواهد بود
چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشمبندى خدا
تباه ساختن كوششها و واقعيابىهاى گذشتگان و بىاعتنائى به حقايق اصيل كه در گذرگاه تاريخ به وسيلهء رادمردان آگاه در دسترس انسانها قرار گرفته‌اند ، يكى از مختصات گمراه كنندهء خودمحوران است .