تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

اينست آن عقايد با عظمت و ضرورى كه تربيتكردن و روشنساختن فرزندان با آنها لازم است . اينست آن عقايد با عظمت و ضرورى كه قانونگذار اگر حكيم و خردمند باشد ، بايد با هر وسيله اى كه ممكن است آنها را ابلاغ و به اجرا بگذارد . اين عقايد به همان اندازه كه ساده هستند ، ضرورى نيز مىباشند . اصول اين عقايد عبارتست از الله و نظارت او بر جهان هستى و عدل او كه هيچ تمايلى راه به آن ندارد . » ( 1 ) سپس افلاطون نتيجهء بىاعتنائى به اصول سه گانهء مزبور را چنين توضيح مىدهد : « انسان بدون اعتقاد به اصول سه گانهء مزبور در تصادفهاى اين دنيا سردرگم گشته ، از تفسير زندگى با عوامل و هدفهاى منطقى و الا ناتوان خواهد بود . آدمى بدون عقايد سه گانهء مزبور تسليم تمايلات و تاريكىهاى شهوانى و نادانىهاى خود مىگردد . شخصى كه نمىداند از كجا آمده است و چيست آن ايده آل مقدس كه بايد براى پيروى از آن ، خود را تمرين و تربيت نمايد ، منكر خويشتن است . براى دولت هيچ قاعده اى وجود ندارد ، اگر به اصول سه گانهء مزبور متكى نباشد ، زيرا عدالت كه ركن اساسى و برپادارندهء حيات دولت است ، منشائى جز خداوند ندارد - عدالتى كه با جوهر ابدى او اتحاد دارد . . . هر تربيتى كه دينى نباشد ، ناقص و باطل است و هر دولتى كه شهروندانش از اين اصول با عظمت رويگردان يا از ديدن آنها نابينا است ، دولتى است كه بدون ترديد در معرض هلاكت است . واقعيت آن نيست كه گاهى سياستمداران عوام مىپندارند كه دين را وسيلهء حكومت خود قرار مىدهند . دين هدفى والاتر از اين پندارهاى عاميانه دارد كه تنها براى نظم اجتماع استخدام شود ، اگر چه يكى از ابعادش نظم حيات مىباشد . » ( 2 )

هامش
( 1 ) السياسة - ارسطو - مقدمه به قلم بارتلمى سانتهيلر صفحهء 20
( 2 ) مأخذ مزبور صفحهء 20 و 21
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 149 | محمد تقي جعفري