تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

احكام و تكاليف اسلامى حد وسط است

با نظر به اين كه مبناى اصلى احكام و تكاليف اسلامى « حيات معقول » است ، از هرگونه افراط و تفريطى كه آسيب به حيات معقول برساند ، دور و مبرا مىباشد . هر موضوع و پديده اى كه به سود حيات مزبور است مورد دستور و تأييد ، و هر چه كه به ضرر آن حيات است ممنوع قلمداد گشته است . در حقيقت وقتى كه مىگوئيم « حيات معقول » حد وسط را خود به خود دارا مىباشد . گمان نمىرود حتى بىاعتناترين متفكران در بارهء انسان و انسانيت در مطلوب بودن حيات معقول ترديدى داشته باشند . حيات انسانى بدون در نظر داشتن هدفى والاتر از خور و خواب و خشم و شهوت و خودخواهىها نمىتواند معقول بوده باشد . ركن اساسى حيات معقول ، آن هدف و الا است كه بتواند حس كمالجوئى آدمى را اشباع نمايد . حيات انسانى بدون ارتباط معقول ميان افراد و گروه‌هاى انسانى ، حياتى است ناقص و حيوانى ، چه رسد به اين كه از عنوان معقول بودن هم برخوردار بوده باشد . حياتى كه مبناى حركت خود را بر روى خودخواهى استوار بسازد ، پديده ايست ضد حيات خود و ديگران ، چه رسد به اين كه شايستگى اتصاف به معقول بودن را هم داشته باشد . هنگامى كه حيات به عشق و پرستش جزئى از جهان عينى يا موجودى مثل خود و يا به مصنوع و ساختهء فكر يا دست خويشتن مىپردازد ، جريان طبيعى واقعى خود را از دست مىدهد و از حركت به سوى كمال اعلا و موجود برين كه تنها اشباعكنندهء حس عشقورزى و پرستش او است ، باز مىماند . در نتيجه : حيات معقول عبارت است از حيات هدفدار كه ارتباط انسانها را با يكديگر از مرحلهء پست احتياج و سودجوئى به مرحلهء عالى اتحاد روحى برده و آن را اعتلا مىبخشد . تنها در اين حيات معقول است كه خودخواهى