تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

عقايد اسلامى حد وسط است

عقايدى را كه اسلام از مردم مىخواهد ، كاملا ساده و متوسط و از هرگونه افراط و تفريط بر كنار مىباشند . اين عقايد فوق طاقت بشرى نيستند هر كسى داراى تعقل معتدل باشد ، براى پذيرش آنها به مشكلى دچار نخواهد گشت . به همين جهت است كه از آغاز تاريخ معرفت و عقيده تاكنون ، اين عقايد را با اشكال مختلف و خصوصيات محيطى در همهء اقوام و ملل كه عوامل جبرى ، انديشهء آنان را توجيه و منحرف نساخته است ، مشاهده مىكنيم عامل بروز اين عقايد در درون انسانها همان فطرت اولى و پاك است كه خداوند بدون تفاوت در نهاد آدميان به وجود آورده است . * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله ) * ( 3 ) ( فطرت خداوندى كه انسانها را بر مبناى آن آفريده است ) ما مىتوانيم سادگى و متوسط بودن اساسىترين اصول اسلام را كه در نهاد همهء اقوام و ملل وجود دارد ، از زبان افلاطون نيز بشنويم . بارتلمى سانتهيلر در بيان فلسفهء اجتماعى و سياسى افلاطون چنين مىگويد : « با اين حال ، ما نبايد كودكان خود را در ميدان زندگى رها بسازيم كه عوامل پليد دامن طهارت و پاكيزگى آنان را به كثافتها و پليديها بيالايد ما نبايد به روشنكردن عقل كودكانمان با روشنائى علم و تلقين فضيلت بوسيلهء اندرزها و ضرب المثلها قناعت بورزيم ، بلكه بالاتر از اين بايد اصول دين را كه طبيعت در دلهاى همهء آنان به وديعت نهاده است ، برويانيم . اصول دين عقايدى نيرومندند كه انسان را با خدا مربوط مىسازند . خدا است آغاز و وسط و پايان همهء امور . تنها او است كه مقياس واقعى عدالت براى همه چيز در ميان انسانها است . ايمان به وجود خداوند اساس قوانين است

هامش
( 3 ) الروم آيهء 30