تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

براى عامل حقيقى داشته باشد . بنا بر اين ، حد وسط در شناخت انسان همان است كه در مكتب اسلام مىبينيم كه با تحريك انسانها براى به كار انداختن حواس و عقل و تجربه ، انسان و جهان را قابل شناسائى معرفى مىكند : * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ) * ( 1 ) ( ما براى آنان آيات خود را در پهنهء جهان و نفوس خود آنان نشان مىدهيم ) در اين آيه به اضافهء اين كه امكان شناسائى انسان و جهان را تصريح مىكند ، اين نكته را هم متذكر مىشود كه شناخت انسان و جهان بتدريج صورت خواهد گرفت ، و در عين حال با بيانات مختلف متذكر مىشود كه سيستم معرفتى در بارهء انسان و جهان براى هميشه باز خواهد بود : * ( فَتَعالَى الله الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ ) * ( 2 ) ( و بگو پروردگارا ، بر علم من بيفزا )

آيا طبيعت انسانى شر است يا خير ، يا داراى هيچ يك از آن دو خصوصيت نيست

در اين مسئلهء با اهميت نيز افراط و تفريطهاى فراوانى به چشم مىخورد گروهى از متفكران برآنند كه طبيعت انسان شر محض است ، زيرا خودخواه است ، سودجو است ، فرصتطلب و كمينگير است ، دروغگو است ، در راه رسيدن به هدف خود از پايمال كردن هيچ حقى فروگذارى نمىكند ، اطاعتش از قانون براى اشباع خواسته‌هاى خود مىباشد ، در يك عبارت مختصر ، انسان درندهء چند بعدى است ، چهرهء صلح نشان مىدهد كه خونين - ترين جنگها را براى رسيدن به مقاصد خود به راه بيندازد . . . در برابر اين اين افراطگرى نابكارانه ، تفريطهائى در معرفى طبيعت انسانى صورت گرفته است ، از آن جمله : انسان اشرف موجودات است ، انسان تنها حيوانى است
هامش
( 1 ) فصلت آيهء 53
( 2 ) طه آيهء 114
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145 | محمد تقي جعفري