هم مورد دقت قرار بدهيم : « بيشتر اطفال كه در مدرسه خوب از آب در مىآيند ، اين عمل را براى شكستن سيستم يا خشنودى والدين خود انجام مىدهند و يا اين كه عملكردن به غير اين صورت ، تلاش زيادترى را براى آنها ايجاب مىكند . در نظر عدهء زيادى ، مدرسه در حكم شبكهء پرپيچ و خمى است كه فرد بايد از ميان آن عبور كند تا به آزادى ، از جمله آزادى يادگيرى برسد . » ( 1 ) در دوران دوم زندگى كه تعليم و تربيت و انعقاد شخصيت وضع جدىترى به خود مىگيرد ، جريان كار بهتر و منطقىتر از دوران اول نيست . براى اثبات اين مطلب كافى است كه اوضاع گوناگون دوران دانشجويى دانشگاههاى اغلب كشورها را در نظر بگيريم . فراموش نمىكنم كه تاكنون بارها اتفاق افتاده است كه دانشجويانى از دانشكدههاى گوناگون ادبى و حقوقى پس از فراغت از تحصيلات دانشگاهى ، پيش من آمده با تمام صميميت گفتهاند : « تحصيلات دانشگاهى ما تمام شده است ، اكنون مىخواهيم علم فرا بگيريم ، آيا وقت داريد كه مقدارى براى ما علوم ادبى و حقوقى تدريس كنيد » حالا ما مىتوانيم مقدارى از نابسامانى دورهء دوم حيات را از زبان كارشناسان امور دانشجويى مورد دقت قرار بدهيم : « كالجها و دانشگاهها نيز وضع بهترى نسبت به مدارس سطح پائينتر ندارند ، مؤسسات آموزش عالى ، مثل بيمارستانها به خاطر استفاده و راحتى » خادمها « اداره ميشوند نه آنهايى كه خدمات مزبور برايشان در نظر گرفته شده . . . » ( 2 ) بطور كلى : - « مدرسه امروز به صورت يك كارخانه طرحريزى شده كه دانشآموز تازه وارد را مثل سهامى تلقى مىكند كه داخل يك خط توليد گرديده ، تبديل به يك محصول تمامشده مىشود . مراحل اين فرايند ، طرحريزى و زمانبندى مىگردد ، از
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٥
هامش
( 1 ) مأخذ مزبور ص 5
( 2 ) مأخذ مزبور ص 5