گسترده نسبت به جامعه و بيگانگى و خصومتورزى با آن مىباشد ، لذا تعجبى ندارد كه جورج والد پروفسور بيولوژى دانشگاه هاروارد و برندهء جايزهء نوبل معتقد باشد ، آنچه كه باعث ناراحتى دانشجويان است اينست كه به هيچ وجه مطمئن نيستند كه آينده اى دارند . «
دورانهاى چهارگانه زندگى و استهلاك حيات و انرژىهاى آن در دو نوع كار ( فكرى و عضلانى )
انسانها داراى زندگى محدود و معينى هستند كه با اختلاف مدتهاى عمر زندگى را آغاز و آن را به پايان مىرسانند . زندگى هر انسان با نظر به استهلاك حيات و انرژىهاى متنوع آن و با نظر به بازدهى وجودى و گيرندگى و استهلاك مواد و ساير محصولات طبيعى و ساختهء انسانى به چهار دورهء مهم تقسيم مىگردد :
دوره يكم
- زمان استهلاك مواد مفيد و بهره بردارى از محصول كار اجتماع تا آغاز دوران رشد جسمانى و فكرى . افراد انسانى در اين دوره قدرت بازدهى ندارند ، و در اشكال گوناگون كه معلول سيستمهاى اجتماعى مختلف است ، موادى را مستهلك و از مزاياى حيات برخوردار مىگردند .
دورهء دوم
- از آغاز رشد جسمانى و فكرى شروع مىگردد . معمولا در اين دوره است كه تعليم و تربيت ( فراگيرى و به فعليت رسيدن استعدادها ) براى آمادگى به دورهء سوم زندگى ضرورت پيدا مىكند . شكلگيرى حيات و انعقاد شخصيت نيز از مختصات اين دوره مىباشد .
دورهء سوم
- دورهء بازدهى آدمى به وسيلهء دو نوع كار ( فكرى و عضلانى ) است . ما مىتوانيم اين مدت از زندگى را دورهء تبادل نيز بناميم ، زيرا انسانها در اين دوران ، حيات خود را با انرژىها و فعاليتهاى مغزى و روانى و عضلانى در معرض تبادل با عوامل ادامهء حيات خود در اجتماع مىآورند .