د - در آن موارد كه كار به تمام معينى با ارادهء آزاد بوجود مىآيد : ( به اضافهء آگاهى كه در بالا متذكر شديم ) سلطهء شخصيت به دو قطب مثبت و منفى و كيفيت و خصوصيات كار [ كه مىتوان آن را فرماندهى مطلق شخصيت نيز ناميد ] ، مديريت همهء عوامل و پديدههاى درونى مربوط به كار را به عهده مىگيرد . هر يك از اين عوامل و پديدهها با نظر به چهار موضوع مهم ، در انجامدهندگان كار مختلف مىباشد : موضوع يكم - قدرت و اطلاعات و تجربه هايى كه بطور مستقيم و يا غير مستقيم با كار ارتباط دارند .
موضوع دوم - اشتياق و علاقه يا اكراه و اجبار و اضطرار به كار .
موضوع سوم - كميت و كيفيت مديريت در بارهء عوامل و پديدههاى درونى مربوط به كار ، زيرا مسلم است كه اشخاص در هماهنگساختن تضادهاى درونى و خواستهها و احساسات و انديشههاى منطقى و بهره بردارى در بارهء كارهايى كه انجام مىدهند ، بسيار متفاوت مىباشند .
موضوع چهارم - عوامل و فعاليتهاى عقيدتى و ايده ئولوژيك در بارهء كار . بديهى است كه اين موضوع نقش بسيار مهمى در همهء ابعاد كارهاى انسانى اعم از فعاليتهاى فكرى و روانى و كارهاى عضلانى دارا مىباشد كسى كه كارى موافق عقديه ايده ئولوژى را انجام مىدهد ، نه تنها احساس خستگى و فرسودگى و صرف انرژى نمىنمايد بلكه ارزش عينى كار را كه حيات طبيعى او را تأمين مىنمايد ، يا اصلا منظور نمىكند ، يا با نظر كاملا فرعى آن را مىنگرد . در سرگذشت بشرى ميلياردها كار جزئى و كلى ، فكرى و عضلانى با انگيزگى عقيده بوجود آمده و ارزش عينى آنها كه تأمين حيات طبيعى است ، ناديده گرفته شده است .
بعضى ديگر از عوامل درونى كه همزمان با صدور كار به جريان مىافتند ، عبارتند از صرف انرژى مغزى و عضلانى و آگاهىهاى مستمر در
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٩