زمامدار براى نيل به قدرت است ! و آن را نبايد در سياست و ادارهء حكومت و زمامدارى دخالت دهد و يا اصول آن را رعايت نمايد .
4 . حقوق و قانون ناشى از ارادهء زمامدار است . زمامدار خود به منزلهء قانون است و قانون موضوعهء وى واجب الاطاعة ، ولى خود وى از رعايت قانون و اخلاق مستثنى است و قانون برحسب اراده زمامدار قابل نسخ است . زمامدار ما فوق قانون است ، هر چه بخواهد مىتواند انجام دهد .
5 . زمامدار براى نيل به قدرت و ازدياد قدرت و حفظ آن ، مجاز است به هر عملى از زور و حيله و تزوير و غدر و قتل و جنايت و نقض قول و پيمانشكنى و نقض مقررات اخلاقى متوسل شود و هيچ نوع عملى براى نيل به قدرت و حفظ آن براى زمامدار ممنوع نيست ، به شرط آنكه با مهارت و در صورت لزوم محرمانه و سرى انجام گيرد . . . » . « 1 »
اين خلاصهاى از عقايد « ماكياولى » است كه معاويهبن ابوسفيان هم مظهر تام و تمام اين عقايد است .
رفتار معاويه با امام حسن
بعد از شهادت حضرت على ( ع ) ، مردم ايران و عراق و حجاز با امام حسن ( ع ) بيعت كردند معاويه نيز در نامهء خود به امام حسن نوشت :
تو به اين مقام لايقتر و سزاوارترى . « 2 »
هامش
( 1 ) براى مزيد اطلاع از عقايد ماكياولى به كتاب : تاريخ فلسفهء سياسى تأليف دكتر پازارگاد ج 2 كتاب سوم ص 432 و 433 به بعد ، و : مكتبهاى سياسى ، ص 182 به بعد رجوع شود . كتاب شهريار و ديگر آثار ماكياولى هم در چند سال اخير به فارسى ترجمه شدهاند كه مىتوانيد مراجعه كنيد
( 2 ) عصر المأمون ج 1 صفحه 17