كشت و سپس جسد او را در شكم الاغ مردهاى گذاشته ، سوزاندند . « 1 »
معاويه ، « زياد بن ابيه » را به استاندارى كوفه و بصره فرستاد و او چون خود در ميان شيعهها بود ، از احوال آنان به خوبى مطلع بود و لذا آنها را يكى پس از ديگرى تعقيب نموده و مىكشت ، بدار مىآويخت ، دست و پاى آنها را مىبريد و چشمهاى آنها را از حدقه بيرون مىآورد . . . » « 2 »
و البته همهء اين اعمال به دستور مستقيم معاويه بود .
معاويه كاتب وحى نبود
طرفداران معاويه مىگويند : معاويه كاتب وحى بود ! و اين حرف به هيچوجه صحيح نيست ، زيرا معاويه در سال دهم هجرت به صورت ظاهر اسلام آورد ، كه تقريباً دورهء نزول وحى ، رو به اتمام بود .
عباس عموى پيغمبر از حضرت خواهش كرد كه از معاويه براى نوشتن بعضى مراسلات استفاده شود و در صحيح مسلم نقل شده است كه « ان معاويه يكتب بين يدى النبى ( ص ) » و اين نويسندگى مربوط به وحى نيست « 3 » مسعودى در مروج الذهب مىنويسد كه حتى دورهء اينگونه نويسندگى هم خيلى كوتاه بوده است .
« عباس محمود العقاد » مىگويد : معاويه حتى يك كلمه از وحى آسمانى براى پيغمبر ننوشته است و بلكه گاهى بعضى از نگارشهاى متفرقه آن حضرت را مىنوشت . « 4 »
هامش
( 1 ) يعقوبى ج 2 ص 139 و الغدير ج 11 ص 64 به بعد
( 2 ) شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ج 3 ص 15
( 3 ) شبهاى پيشاور ط 3 ص 775
( 4 ) ابوالشهداء عباس ، محمود العقاد ط 4 ترجمهء فارسى ص 74