كرد كه از بين رفتند و ذليل شدند . اگر گناه و زشتى و تبهكارى در پيشگاه وجدان انسان ارزشى داشته باشد ، آنها هم ارزشى دارند .
پسر ابوطالب ، شعلهاى فروزان در دلها و حرارتى نيروبخش در جانها و منطقى شفابخش در عقلهاست . او را سخنى است حكيمانه و اخلاقى است بزرگوارانه . خداوند هرگز آسمان را زمين ، و زمين را آسمان نمىكند ! تاريخ ، گواه صحت اين مدعاست .
شخصيت على ( ع ) از هر جهت براى مردم شگفتانگيز است . رشتهء محبت او از هر طرف به قلبهاى ايشان پيوند يافته است . بسيارند كسانى كه دربارهء اين گوهر يكتا سخن گفتهاند و شگفتى و محبت خود را ابراز داشتهاند . همهء آنها در يك نقطه تلاقى مىكنند و بر سر يك موضوع اتفاق نظر دارند كه على ( ع ) نمونه والاى فكر و بيان است . او شخصيتى است كه به نور وجدان روشن مىشود . از همين جهت است كه او سزاوار شگفتى و شايسته محبت عميق است .
در ميان مردم هستند كسانى كه نشان پيامبرى بر سينه اسرارآميز على ( ع ) مىزنند . اين مسئله چندان تعجبآور نيست ، زيرا يكى از بارزترين صفات على ( ع ) اين است كه با مردان بزرگ جهان در يك نقطه تلاقى مىكند . اين مردان بزرگ ، نسبت به انسانها سمت پدرى دارند ، اما نه پدر جسمانى بلكه پدرى آنها ، نمونهاى از پيوند انسان به انسان و زندگى آنان به يكديگر است بنابراين ، پدرى آنها وسيعتر و عميقتر از پدرى نَسَبى و معمولى است .
اين پدران انسانيّت ، برتر و والاتر از آن هستند كه در چهارچوب ويژگيهاى قومى يا ملى محصور شوند . تاريخ كوشش كرده است كه اين كار را انجام دهد ، اما آنها از هر قيد و شرطى آزادند ، و تاريخ بايد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2273
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٧٣