معرى ، جبران و نعيمه پيرامون شخصيت امام سخن مىگويند
* امام على زندگى را بدرود گفت در حالى كه همچون همه پيامبران در هر شهرى كه قدم مىگذاشت فضاى آن براى روح بزرگ او تنگ بود ، و در ميان هر جمعيتى كه زندگى مىكرد ، با افكار بلند او آشنايى نداشتند و در زمانى زندگى مىكرد كه زمان واقعى او نبود !
جبران
* على مظهر عالى فكر و روح و بيان در هر عصرى و در هر جايى است .
نعيمه
* در اين محبّت ، خاصيّتى است كه ملوان كشتى را كه مخاطرات و امواج سهمگين از هر سو او را تهديد مىكنند ، از غرق شدن نجات مىدهد !
* اين اشعار سوزناك ، از غم هستى و اندوه روزگار ، از پيشآمدها و مصيبتهاى ناگوارى سخن مىگويد كه طى يك تاريخ طولانى گريبانگير بشريت شدهاند !
* گويا مىبينم كه ابرهاى نيلگون ، با آرامش و حسرت ، برفراز اين صحراى سرد ، به آرامى مىگذرند .