تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2246

مساهمون:

ص٢٢٤٦
سراينده آن على بن عبدالعزيز ، قاضى گرگانى است كه در تمام گفته‌ها و رفتارهاى خويش ، پيرو على ابن ابىطالب ( ع ) و شيعهء او بود . اخلاق و اوصاف و مقام دولتى و اجتماعى او و عدالتى كه در تقسيم اموال داشت و انديشه‌اى كه در مسائل زندگى اجتماعى از خود نشان مىداد ، همه و همه او را در صف اوّل شيعيان قرار مىدهد . هنگامى كه او در سرنديب هندوستان زندگى مىكرد ، ثروتمندان آن منطقه مىخواستند او را رام و مطيع خود كنند و زندگيش را رونق بخشند . او در اين باره چنين مىگويد : « لؤ لؤ را در كوههاى سرنديب و طلا را در جادّه‌هاى تكرور بباريد . من اگر زنده ماندم ، از گرسنگى نخواهم مرد و اگر بميرم ، بىقبر نخواهم ماند . » نزديكان وى او را نكوهش كردند كه چرا با حاكمان و قدرتمندان و ثروتمندان ، سرناسازگارى دارد و آنها را پست و بىارزش مىشمارد ؛ به او پيشنهاد كردند ، كه در مقابل آنها چاپلوسى كند ، تا از دانش خود بهره‌هاى مادى ببرد . او از لحاظ نگرش و تفكّر ، شاگرد مكتب على ( ع ) بود و عقيده داشت كه دانش بايد صاحب خود را از خطاها حفظ كند ، و عالم ، عظمت دارد و وظيفه‌اش خدمت به مردم و هدايت ايشان است . نه اين كه از دانش در راه مصالح رياكاران ، استفاده كند . در اين باره چنين گفت : « به من مىگويند : از آنها كناره‌گيرى مىكنى . با مردى روبرو شده‌ام ، كه از خوارى و فرومايگى امتناع دارد . . . وقتى به من گفته مىشود اينجا در سودجويى باز است ، مىگويم مىبينم ، ولى روح آزاد ، در مقابل سختى شكيبايى دارد .