رئيس اشراف مكه ، ابوسفيان سخن ديگرى بر زبان آورد . محمد ( ص ) آنها را از فخرفروشى به نياكان و ثروت خود و تحقير ديگران منع كرده ، فرمود : « گرامىترين شما در پيشگاه خدا با تقواترين شماست . » از اين رو بلال در زمان پيامبر ( ص ) در ميان توده عرب محترم و مغتنم بود . و از مساوات كامل برخوردار بود .
آرى « عربيت » امويان ، شبيه است به « فرانسوى » بودن لويى چهاردهم و « انگليسى » بودن شارل اوّل و « روسى » بودن تزارهاى مسكو و « ايتاليايى » بودن خاندان مديچى در فلورانس و « آلمانى » بودن گيوم اوّل . اسلام آنها هم كاملًا شبيه به « مسيحيت » سزار بورژيا و پسرش و شارل پنجم است .
قوميت در چشم اينان ، يعنى مجموعهاى از بردگان بدبختى كه بايد زحمت بكشند و علوفه اسبهاى شاه را فراهم كنند !
مسيحيت و اسلام ، از نظر آنان مفهومى جز خضوع و تسليم اين بردگان بيچاره در برابر « سايه خدا در زمين » ندارد .
استبداد ، آفت بزرگ قوميت است ، زيرا آفت انسانيت است و كسى كه از صفات انسانى بهرهمند نباشد ، نمىتواند از صفات قومى نيز برخوردار گردد . به شرطى كه پايه قوميت او ، كوشش در راه رفع فقر و نياز از مردمى باشد ، كه قوم از آنها تشكيل مىشود ، تا فضايل انسانى گسترش يابد و معناى صحيح و ارزش والاى قوميت آشكار گردد .
آنان كه در طى تاريخ گذشته ، به جامعه عربى ستم كردهاند ، اعم از كسانى كه داراى اصل عربى هستند ، يا غيرعربان ، به قوميت عربى خيانت ورزيدهاند ، و آن را از مفهوم درست خود دور كرده و خوار و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2184
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٨٤