تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2185

مساهمون:

ص٢١٨٥
بىارزش ساخته ، و لباس اصلى قوميت را كه عبارت از خصايص انسانى است از تن آن بيرون آورده‌اند . شايد ناگوارترين فاجعه‌اى كه به دنبال اين روش سياست تعصب‌آميز و طبقاتى و مستبدانه ، دامنگير مردم مىشود ، مطلبى است كه خود امويان گفته‌اند و معلوم است كه صاحبخانه به راز خانه خود آگاهتر است . ما به نويسندگان معاصر كه به دفاع از سياست احمقانه امويان برخاسته‌اند ، همان چيزى را مىگوييم كه موالى به « اشرس بن عبداللَّه » يكى از عمال بنى اميه گفتند . آنها گفتند : « در اين سرزمين از بس ظلم مىكنى ، همه ، عرب شده‌اند ! » او مردى بود كه از زمان عثمان ، به خاطر مصالح طبقه حاكمه و اشراف به حقوق اعراب تجاوز مىكرد . بدين‌گونه ، ستمكارى ، آفت قوميّت است و قيام در برابر ستم ، انتقامى است كه به خاطر شرافت قوميت به معناى صحيح آن گرفته مىشود . آغاز و پايان حكومت سفيانى در فلسفه سياست و حكومت همراه با ستمكارى بود و خط و سياست علوى با قيام در برابر ستم آغاز شده و ادامه مىيابد ، زيرا زندگى و هستى و تمام نظامها ، نيروهاى پويايى هستند كه تا بىنهايت ، ادامه مىيابند .