( خدا آفرينش را بىسابقهء هستى بوجود مىآورد و سپس آن را برميگرداند و سپس بسوى او خواهيد برگشت ) . * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ الله الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه ) * ( 1 ) . ( آيا نمىبينند خداوند چگونه آفرينش را آغاز مىكند و سپس آن را برميگرداند ) . * ( بَدِيعُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * ( 2 ) . ( ابداع كنندهء ( بوجود آورندهء اشياء بىسابقهء هستى ) آسمانها و زمين و موقعى كه حكم هستى به امرى كند ، تنها به آن امر مىگويد « باش » او فورا لباس هستى را مىپوشد ) . اين رابطه به هيچ وجه با مكتب وحدت موجود و آن نوع وحدت وجودى كه در نتيجه با وحدت موجود يكى است ، سازگار نمىباشد . زيرا اين آيات صريحا مىگويد : موجودات با ارادهء خداوندى بوجود آمدهاند ، و به هيچ وجه پيش از تعلق ارادهء الهى به تحقق هستى آنان ، وجود نداشتهاند . و وجود علمى كائنات در علم خداوندى غير از هستى عينى آنها در ذات يا هستى خداوندى است . بنا بر اين اگر مكتبهاى وحدت موجودى و وحدت وجودىهاى مساوى وحدت موجودى قابل تفسير صحيح نباشند ، با نظر به آيات مزبوره نمىتوان آنها را پذيرفت . * ( وَقالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ الله وَأَحِبَّاؤُه قُلْ فَلِمَ ) * . ( 3 ) ( و از آن خدا است ملك آسمانها و زمين و آنچه كه ميان آنها است و برگشت نهايى بسوى او است ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧١
بديهى است كه مقصود از اين رابطه ، مالكيت عرفى و حقوقى نيست كه
هامش
( 1 ) العنكبوت آيهء 19 .
( 2 ) البقرة آيهء 117 .
( 3 ) المائدة آيهء 18 .