احاطهء وجودى آياتى كه دلالت بر احاطهء علمى خداوند بر همهء موجودات دارد ، متعدد است . از آن جمله : * ( الله الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَمِنَ الأَرْضِ ) * ( 1 ) . ( و علم خداوندى قطعا به همه چيز احاطه كرده است ) . لذا بعضى معتقدند كه مقصود از دو آيهء مورد بحث ، احاطهء وجودى است ، مطابق مضمون جملهء امير المؤمنين ( ع ) : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة . ( او با همه چيز است بدون پيوستگى با آنها و غير از همه چيز است بدون بركنارى و گسيختگى از آنها ) . توضيح اين ارتباط براى كسانى كه با شرايط ذهنى معمولى مىخواهند آن را درك كنند بدون توسل به تشبيهات مناسب ، بسيار دشوار است ، لذا چنان كه در مبحث پيشين ملاحظه كرديم : متفكران الهى مجبور شدهاند تشبيهات متنوعى بياورند . و مىدانيم دست انداختن به تشبيه در اين موضوع غير عادى مزايائى دارد و نواقصى ، زيرا هر تشبيهى كه در اين موضوع مىآوريم بدون اختلاط با كيفيتهاى محسوس يا معقول متكى به محسوس نخواهد بود . زيرا بقول مولوى :
2 - رابطهء قيومى
مفاد اين رابطه آنست كه قوام و برپادارندهء هستى جهان از خدا است . * ( الله لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * ( 2 ) .