يك حال و وضع نيستند و اثبات يك طناب ممتد كه اين رويدادها مانند حلقه هائى يكى پس از ديگرى در آن به جريان افتاده باشند ، جنبهء علمى ندارد . با اين حال اين نظم و ترتيب از كدامين عامل سرچشمه مىگيرد موضوع دوم - غايت و هدف است كه مىتواند جمعى از اجزاء را با همديگر هماهنگ بسازد . اشخاصى كه از نظر علمى يا فلسفى يا عقيدتى اين غايت و هدف اثبات براى آنان شده است ، مىتوانند نظم را مستند به آن نموده و پاسخ سؤال فوق را بدهند .
موضوع سوم - عامل فوق اجزاء در جريان ، مانند عامل مديريت ( بنام عقل يا « من » يا شخصيت ) كه حركات و سكنات و ساير شئون حيات آدمى را با نظر به خود حركات و شئون و هدفهاى حياتى به نظم و ترتيب درمىآورد . و بهر دو تقدير مسئلهء آگاهى و هدفگيرى است كه مىتواند بوجود آورندهء نظم و هماهنگى در جهان هستى بوده باشد . اينست معناى اين كه « خدا نگهدارندهء قوانين » و « خدا وكيل موجودات » است .
7 - رابطهء رب و مربوبى
اين رابطه در بيش از 1000 مورد در قرآن وارد شده است ، به همين جهت است كه مىتوان گفت : هيچ يك از انواع روابط ميان جهان هستى و خدا و انسان و خدا مانند رابطهء رب و مربوب مورد تأكيد قرار نگرفته است . بعنوان نمونه : * ( قُلْ أَ غَيْرَ الله أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ ) * ( 1 ) . ( بگو به آنان آيا پروردگارى غير از خدا بخواهم در حالى كه اوست پروردگار همهء اشياء ) . ابن منظور لغتدان معروف ادبيات عرب مىگويد : « رب : در لغت به مالك و سرور و تدبيركننده و تربيتكننده و قيّم و انعام كننده گفته مىشود » ( 2 ) . در همهء معانى مزبور رابطهء تصرف و فعاليت دائمى ربّ در مربوب وجود
هامش
( 1 ) الانعام آيهء 164 .
( 2 ) لسان العرب - ابن منظور ج 1 ص 399 .