تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
آرميده است . اين يك پندار بسيار ساده لوحانه ايست كه تأثير زيادى در محروم نمودن انسانها از خداشناسى و بهره مند شدن از مقام ربوبى داشته است . در اين جملهء زير دقت كنيم : من خدا را بعنوان حافظ و نگهدارندهء قوانين مىشناسم اين جمله ايست كه يكى از مشهورترين فيزيكدانان قرن ما گفته است . و اگر درست تتبع كنيم خواهيم ديد : مضمون جملهء فوق مورد اعتقاد اكثر جهانبينان دقيق است . معناى اين جمله چنين است كه واقعيت قانون چيزى جز يك قضيّهء كلَّى ذهنى كه از جريان رويدادهاى جهان هستى انتزاع شده است ، نيست . يعنى قضيه كلبه اى بعنوان قانون در جهان عينى ، به هيچ وجه قابل مشاهده نيست ، آنچه كه هست رويدادها و روابط منظمى است كه در جهان عينى مورد مشاهده و تصرف ما است . اين رويدادها و روابط با همين امور جزئى در جريان هستند كه حتى يك ميليونم لحظه در يك حال نيستند . و هيچ يك از آن امور ، حادثهء آينده را از نيستى بوجود نمىآورد . در نتيجه اين سؤال پيش مىآيد كه دوام حركت رويدادها بطور منظم و ثابت به كدامين عامل مستند است و اين پاسخ كه نظم و ثباتى در هستى در كار نيست ، مساوى ناديده گرفتن همهء علوم است كه تاكنون برترين وسيلهء زندگى و پيشرفت بشرى بوده است . همچنين اين پاسخ كه نظم و ثبات در واقعيت خود هستى است ، قانع كننده نيست ، زيرا ثبات با تغير و حركت دائمى هستى تناقض روشنى دارد كه قابل حل و فصل نيست و پديدهء نظم كه عبارت است از هماهنگى يك عدّه اجزاء ، با نظر به سه موضوع قابل تصور است : موضوع يكم - واقعيت خود اجزائى كه جريان منظم دارند ، اين موضوع صحيح نيست ، زيرا هيچ يك از رويدادها جز خاصيت و شئون مخصوص به خود ، چيز ديگرى را نه از گذشته و نه از آينده در بر ندارد كه از هماهنگى مجموع آنها نظمى نمودار گردد ، زيرا فرض اينست كه اجزاء عالم هستى دو ميليونم لحظه در