تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1946

مساهمون:

ص١٩٤٦
گروهى از تندروان و خوارج مجمعى تشكيل دادند و دربارهء دوستان و بستگان كشته شدهء خود سخن گفتند ؛ سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گناه اين خونها به گردن سه تن از مسلمانان است و اين سه تن به گفته آنان « رهبران گمراهى » هستند . يعنى على ( ع ) ، معاويه و عمرو بن عاص . يكى از آنها به نام « برك بن عبداللَّه » برخاست و گفت : من به حساب معاويه مىرسم . « عمرو بن بكر » هم گفت : من عمرو بن عاص را مىكشم . عبدالرحمن بن ملجم هم قتل على ( ع ) را به عهده گرفت ! اين سه تن تصميم گرفتند كه در يك شب ، على ( ع ) و عمروبن عاص و معاويه را به قتل برسانند . گرچه خشك انديشى و ميل خونخواهى آنان ، ضامن اجراى توطئهء آنان بود ولى حادثهء شگفت ديگرى به وقوع پيوست كه عبدالرّحمن بن ملجم را به قتل على ( ع ) بيشتر ترغيب نود . به همين سبب ، به فرض اين كه آن دو تن ديگر در اجراى توطئه سستى مىكردند ، ابن ملجم حتماً على ( ع ) را به قتل مىرسانيد . حادثه اين بود كه وقتى ابن ملجم از مكّه وارد كوفه شد ، به خانهء يكى از دوستان خود رفت و در آنجا به « قطّام » دختر اخضر ، كه در حسن و جمال بىنظير بود ، برخورد . پدر و برادر قطّام در جنگ نهروان كشته شده بودند . چشم ابن ملجم كه به چهرهء دل‌آراى قطّام افتاد ، دل از كف داد و عاشق او شد و از وى خواستگارى كرد . قطام پاسخ داد : مهرّيهء من چيست ؟ ابن ملجم گفت : هر چه كه بخواهى . . . قطام گفت : من سه هزار درهم پول ، يك غلام ، يك كنيز و قتل علىبن‌ابىطالب ( ع ) را مىخواهم . ابن ملجم پاسخ داد : سه هزار درهم ، غلام و كنيز را مىدهم ، امّا توان قتل على ( ع ) را ندارم . قطّام براى تطميع او گفت : اگر على ( ع ) را