تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1945

مساهمون:

ص١٩٤٥
مىباريد به لشكر على ( ع ) حمله‌ور شدند . آنها در كار خود شتاب كردند و روى نيز برنمىگرداندند . على ( ع ) و يارانش چاره‌اى نديدند جز اين كه با شمشير از آنها استقبال كنند . جنگ شدّت گرفت . دو لشكر در نهروان به نبرد با يكديگر پرداختند . در اين نبرد ، تمام خوارج كشته شدند . فقط چهارصد نفر مجروح بازماندند كه توان جنگ نداشتند و لجاجت ايشان تا بدان حد بود كه اگر اينها هم مجروح نمىشدند ، دست از هدف خود برنمىداشتند تا كشته شوند و يا پيروز گردند . على ( ع ) فرمان داد كه با آنها مدارا كنند و آنها را نزد خانواده‌هايشان برسانند ، تا از آنان پرستارى كنند . على ( ع ) بار ديگر تصميم گرفت براى تأديب معاويه به سوى شام برود . اشعث بن قيس باز به مخالفت برخاست و توانست عدّهء زيادى از سربازان على ( ع ) را فرارى دهد و آنها را به شهرهاى نزديك بكشاند . توجيه اشعث اين بود كه مردم به خاطر نبردهاى طولانى خسته شده‌اند و بايد تجديد قوا نمايند . سپس به سپاه باز خواهند گشت ! على ( ع ) رهسپار كوفه شد تا لشكرى فراهم كند و به شام حمله نمايد . امّا از آن سو ، لشكر معاويه ، به او خدمت كرد و خوارج هم بدون قصد به معاويه كمك كردند . اشعث بن قيس هم بنا به گفتهء برخى از مورّخين آگاهانه به معاويه خدمت مىكرد . اشعث به شام رفت و ديد كه لذتها به او لبخند مىزنند . و به انتظار آينده نشست ! اينك در سرنوشت على ( ع ) نوبت به آخرين ضربت رسيده است تا سختىهاى اين مرد بزرگ را به پايان رساند و دشمنانش با كمك نيرويى ، ناخواسته به پيروزى برسند !