تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1944

مساهمون:

ص١٩٤٤
« ابن كواء » نزد ياران خود رفت و به آنها گفت كه حقّ با على ( ع ) است و در آنچه بحث شد ، خوارج محكوم‌اند . امّا خوارج نپذيرفتند و حاضر نشدند پس از اين كه على ( ع ) را تكفير كردند ، تسليم نظر او شوند . لذا به رهبر خود اعتراض كرده ، او را سرزنش نمودند كه در منطق و دليل و انديشهء صحيح همرديف على ( ع ) نيست و نمىتواند با او بحث كند ؛ البته آنها همگى مىدانستند كه همچون على ( ع ) در جهان كم است ! خوارج از رهبر خود خواستند كه از گفتگو با على ( ع ) در اين باره خوددارى كند . آنان ترجيح دادند كه همچنان بر لجاجت خود باقى بمانند و هوسهايشان هم فرمان مىداد كه راه و دليل على ( ع ) را كنار نهند . آنگاه در تكفير على ( ع ) اصرار ورزيدند ، بدون اين كه براى اين مسئله دليلى اقامه كنند ، آنقدر بر انديشهء ناصواب خود پافشارى مىكردند كه با سربازان و ياران على ( ع ) همچون كافران برخورد مىنمودند . على ( ع ) از اين موضعگيرى ياران ديروزش سخت غمگين شد ، كه چرا سخن درست در گوش آنها بىاثر است و هوس آنها را به پيش مىبرد و چشمهايشان را كور ساخته است . اينجا بود كه يقين پيدا كرد كه تنها داور ميان او و آنان شمشير است ؛ بخصوص پس از آن كه خوارج بر ياران على ( ع ) بىباكتر شده و به اخلالگرى و تخريب و كشتار پرداختند . هنگام سكوت نيست ، ولى پيش از جنگ ، اقدامات شايسته تاريخى خود را فراموش نكرد و به ياران خود فرمود : « لا تبدأوهم بالقتال حتّى يبدأوكم ! » ( شما جنگ را آغاز نكنيد ، تا آنها شروع كنند ) . خوارج شعار معروف خود را سردادند : « لا حكم الَّا لِلّه » ( حكم ويژه خداست ) و همچون تن واحدى كه كينه و دشمنى از آنها
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1944 | جورج جرداق / خسرو شاهى