تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1924

مساهمون:

ص١٩٢٤
دو گروه بر نظر خود پافشارى مىكردند . اما مصيبت و گرفتارى على ( ع ) از يارانش بيش از دشمنانش بود ، زيرا به گفته « حبران » على ( ع ) چون پيامبرى براى مردمى ديگر و زمانى ديگر بود كه حتى نزديكترين افرادش نيز او را درك نكرده بودند . هميشه در ميان سربازان على ( ع ) كسانى بودند كه مخالف آن حضرت بودند ، به او خيانت مىكردند و در كارهايش اخلالگرى مىنمودند . چه كسانى كه در دوستى خود زياده‌روى مىكردند و چه كسانى كه از همراهى با آن حضرت ناراضى بودند . از جمله اينها ، اشعث بن قيس بود كه طمعهاى بسيارى داشت ؛ در سرش انديشه‌هايى ناپاك موج مىزد و چندين بار به حضرت خيانت كرده بود ، ولى خيانت او در صفين آشكارتر بود . هنگامى كه قرآنها بالا رفت ، اشعث پيش على ( ع ) آمد و گفت : « فكر مىكنم كه مردم دعوت شاميان را پذيرفته‌اند و خرسندى آنها اين است كه دعوت مردم شام را به داورى قرآن بپذيرند . اگر بخواهى نزد معاويه مىروم تا ببينم نظر او چيست ؟ » اختلاف لشكريان على ( ع ) بالا گرفت . اشعث به بازگشت و به حكميّت فرا مىخواند و على ( ع ) و يارانش نمىپذيرفتند . كم كم به طرفداران پذيرش حكميّت اضافه شد و برخى از آنان نسبت به على جسارت يافتند و او را با اين سخنان تهديد كردند : « يا على ( ع ) ، اكنون كه تو را به قضاوت قرآن فرا خوانده‌اند ، دعوت آنان را بپذير . اگر قضاوت قرآن را نپذيرى ، ما تو را دست بسته به دشمن تحويل مىدهيم و يا اين كه همان كارى را كه با عثمان كرديم ، با تو هم مىكنيم ! به ما پيشنهاد شده است كه به قرآن عمل كنيم ، ما