تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1927

مساهمون:

ص١٩٢٧
داده‌اند و همه ايمان دارند به اين كه در يارى على ( ع ) بر حق بوده‌اند . پس چرا على ( ع ) در حقّ بودن خود شك مىكند و تن به حكميّت مىدهد ! يكى از مخالفين حكميّت ، شعارى انتخاب كرد كه به طور خلاصه ، افكار مختلف آنان را در بر داشت . آن شعار اين بود : « لاحكم الا لِلَّه » « قضاوت در انحصار خداست . » اين شعار به سرعت برق ميان سربازان على ( ع ) پخش شد ، و هركه مخالف حكميّت بود ، اين شعار را تكرار مىكرد ! اين دسته نه تنها دشمنى خود با على ( ع ) را آشكار كردند ، بلكه از آن حضرت خواستند كه به اشتباه خود اعتراف كند و حتى از او خواستند كه چون حكميّت را پذيرفته و درنتيجه كافر شده است ، بايد به آن اعتراف كند و از معاهده‌اى كه با معاويه منعقد كرده ، صرف نظر نمايد . با چنين شرايطى حاضرند كه با او همراه شوند و بجنگند و در صورتى كه على ( ع ) اين شرايط را نپذيرد عليه وى خروج مىكنند ! على ( ع ) حاضر نشد كه با عقيدهء آنان همراه شود . زيرا چگونه ممكن است مردى كه هميشه به پيمان خود وفادار بوده ، پيمانش را بشكند ! و چگونه ممكن است مردى كه تاكنون لحظه‌اى كفر نورزيده و كار خلافى انجام نداده و به هيچ انسانى بدى نكرده است ، اقرار كند كه كافر شده است ؟ ! اگر على ( ع ) همچون معاويه و عمرو بن عاص پيمان شكن بود ، به پيشنهادهاى مخالفين جديد خود ( خوارج ) تسليم مىشد و دل آنها را به دست مىآورد ، و به كمك آنان به نبرد ادامه مىداد و پيروز مىشد ! على ( ع ) در چنين شرايطى بود كه دربارهء كار خود و مردم