تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1867

مساهمون:

ص١٨٦٧

خدايا تو شاهد باش

* ابن‌حنيف را بكشيد ! عايشه * آيا هزار مرد جنگى نيست كه با من همگام شوند ، شايد بتوانيم على ( ع ) را قبل از آنكه به ما برسد به قتل برسانيم . زبير * من شما را دعوت كردم كه شاهد كارهاى ما باشيد . اگر بازگشت نمودند ، خواستهء ما عملى شده است و اگر لجاجت كردند ما با آنها مدارا مىكنيم ! على ( ع ) * اى ابو يقظان ، آيا مىخواهى مرا بكشى ؟ زبير * نه يا اباعبدالله . عمّار * على ( ع ) همچون شعلهء آتش به گروه طغيانگر حمله كرد ! لشكر عايشه در شب سردى وارد بصره شد . لشكريان عدّه‌اى از مردم بصره را در مسجد به قتل رساندند ، سپس به خانه « عثمان بن حنيف » ، فرماندار امام على ( ع ) ريختند و نسبت به او توهين كردند ، او را شكنجه دادند و در بىادبى و تحقير و ضرب و شتم ، از حد گذشتند .