اما دربارهء اينكه عثمان چگونه وسيلهء قتل خود را آماده ساخت و چگونه مروان و ساير مستشاران او به انجام اين كار كمك كردند ، قبلًا مطالبى گفته شد . اين حقيقت را همهء نزديكان عثمان و كسانى كه از وضع او آگاه بودند مىدانستند . براى نمونه ، هنگامى كه محمدبن مسلمه در بستر مرگ بود ، يكى از اطرافيانش به او گفت : عثمان كشته شد . محمد گفت : او خود را كشت .
نائله ، همسر عثمان به مروان و ديگر درباريان چنين گفت : به خدا سوگند ، شما عثمان را به كشتن داديد و بچههايش را يتيم كرديد . و آنگاه خطاب به جسد عثمان گفت : به حرف مروان گوش دادى و او تو را به قتل رساند !
اما دربارهء كارگزاران اموى عثمان و همچنين دربارهء ياران او ، كه آنها را بر گردهء مردم سوار كرده بود و دربارهء مخالفين سودجو و خشمگين يكى پس از ديگرى سخن خواهيم گفت ؛ زيرا تعداد زيادى از آنان در توطئهء بزرگى عليه علىبن ابيطالب ( ع ) نيز مشاركت جستند كه تاريخ در شرق ، نمونهء آن را به ياد ندارد و اين توطئهء بزرگ را محرّكين قتل عثمان و مخالفين و قاتلين او به وجود آوردند . زيرا آنان على ( ع ) را متهم كردند كه عثمان را كشته است و پيراهن قربانى را بهدست گرفته و چنين وانمود مىكردند كه مىخواهند خون عثمان را از على مطالبه نمايند !
معاويه به نام خونخواهى عثمان قيام كرد . وى مىكوشيد تا با اين بهانه ، سلطنت را براى خود و فرزندانش در شام و سپس در شهرهاى ديگر پى ريزى كند .
معاويه در فكر مرده و يا زندهء عثمان نبود ، بلكه هدف او تنها كسب
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1818
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨١٨