نوادهء او بود . على ( ع ) گوينده اين سخن است ؛ سخنى كه همه امتيازات خانوادگى و قبيلهاى را از بين مىبرد : « قيمة الانسان ما يحسنه » ( ارزش انسان به كارى است كه آن را به خوبى انجام دهد . )
مبارزه ابوذر ، عمار و امثال آنان از نظر هدف و ماهيّت ، با مبارزهء علىبن ابيطالب ( ع ) تفاوتى نمىكرد . به همين جهت كشتن طرف مخالف را روا نمىدانستند ، بلكه تنها هدفشان ، مبارزه براى گرفتن حق ستمديدگان ، از بين بردن چپاول و هدايت زمامدار به راه راست بود ، تا كسى را نكشد و خود كشته نشود ، بلكه براى مردم همچون پدرى مهربان باشد و مردم همچون فرزندان او بهشمار آيند .
طبيعى بود كه در دولت از هم پاشيدهاى همچون دولت اسلامى در عصر عثمان ، نوع ديگرى از مبارزه هم بهوجود آيد ؛ و آن مبارزه قدرتمداران و رفاهطلبان و خوشگذرانان با يكديگر براى توسعه دايرهء نفوذشان بود . اين نوع مبارزه را در تمامى زمانها و مكانها مىشناسيم .
اين دسته از مخالفين ، همواره روشها و موقعيتهاى خود را عوض مىكنند و در هر حالى ، رنگى خاص ، به خود مىگيرند ، تا به هدف خود دست يابند .
اين گونه افراد از اعمال ناشايست خود ننگ نداشتند و از نسبت دادن عمليات جنايتكارانهء خود به دشمنان و رقبا نيز ابايى نداشتند .
اين دسته از مخالفين ، شامل بازرگانان عصر عثمان و غنيمتطلبان و افرادى كه از بىبهره شدن ناراحت بودند ، همراه با امويانى كه در دربار خليفه بودند و از كارگزاران او به شمار مىرفتند و ياوران عثمان كه آنان را بر گردهء مردم سوار كرده بود و نيز خود عثمان ، همگى موجبات قتل خليفه سوم را فراهم آوردند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1817
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨١٧