مىگويند : « عبداللَّهبن سبا » مانع صلح بين « على » و « عايشه » شد و در نتيجه جنگ « جمل » پيش آمد . . . « 1 »
ابنسبا چرا اسلام آورد ؟ !
مىگويند : « يهوديها ، با اشاعه و ترويج بدعتها و ايجاد تفرقه بين مسلمين ، بهوسيلهء آنچه عبداللَّهبن سبا در پىريزى ! تشيع نسبت به على ( ع ) و غلو در حق او و القاى مسئلهء خلافت گفت ، خواستند كه نور اسلام را خاموش كنند » . « 2 »
مىگويند : « شعبى گويد عبداللَّهبن سودا در اين گفتار با سبائيه همكارى مىكرد . او از نژاد يهود و از مردم « حيره » بود و چنين وانمود كرد كه مسلمان است . و با اين شيوه مىخواست كه در نزد كوفيان پيشوايى و مهترى يابد و ايشان را گفت كه در تورات خواند : « هر پيغمبرى را جانشينى است ، و على جانشين محمد و بهترين جانشينان است ، چنان كه محمد بهترين پيغمبران بود . »
على از كشتن « عبداللَّهبن سودا » و « ابنسبا » از بيم فتنه ، باز ايستاد و آن دو ؟ ! را به « مداين » تبعيد كرد ، پس از كشته شدن على ، مردم نادان فريفتهء آن دو گشتند .
بعضى از نويسندگان اهل سنت گويند كه ابن سودا از دوستداران دين يهود بود و مىخواست كه اسلام را با تأويلات خود دربارهء على و فرزندانش تباه سازد ، تا مسلمانان آنچه را كه ترسايان در پيرامون
هامش
( 1 ) كتابهاى عماربن ياسر تأليف صابر عبده ابراهيم ط 2 بغداد ص 58 و الزبيربن العوام ط 2 صفحهء 50 و 51 به بعد و نقش وعاظ در اسلام ؛ به نقل از ديگران ، ص 111
( 2 ) تفسير المنار تأليف سيدمحمد رشيدرضا ، ج 10 ، ص 386