« احمد امين » نيز در فجرالاسلام متن روايت را از « طبرى » نقل مىكند ( و چنانكه خواهد آمد جز طبرى اصولًا كسى اين داستان را نقل نكرده و مأخذ تمام مورخين فقط تاريخ طبرى است ) و سپس مىنويسد : « . . . ابنالسوداء ، ابوذر غفارى را ملاقات و او را به اين عقيده دعوت نمود و نيز ابنالسوداء ؛ ابوالدرداء و عبادةبن الصامت را ديده ، آنها را به همين عقيده تبليغ كرد ؛ آنها نپذيرفتند ، « عبادة » او را نزد معاويه ! برده گفت : به خدا سوگند اين شخص - ابنالسوداء - ابوذر را شورانيده است . . . » .
احمد امين آنگاه مىافزايد :
« بايد دانست كه ابنالسوداء لقب عبداللهبن سبا است و او يهودى و از اهالى « صنعاء ! » بود كه در زمان ( عثمان ) مسلمانشده بود . او مىخواست اسلام را از بين ببرد ! محتمل است كه او عقيدهء « مزدك » را از عراق يا يمن اخذ و ابوذر را كه ساده و داراى قلبى پاك بود ، تبليغ نموده است .
ابوذر يكى از پرهيزكارترين و پاكترين مردم بود كه زهد او مايهء تصوف و مورد تقديس صوفيها شده بود . . . » « 1 »
مدارك ديگر . . .
. . . اين بود اجمالى از داستانها و افسانهها و موضوعاتى كه به ابنسبا نسبت دادهاند و در كتابهاى نويسندگان ديگر نيز همين داستانها ، به
هامش
( 1 ) كتابهاى پرتو اسلام ، « احمد امين » ط 2 ج 1 ص 146 و 147 و « تاريخ سياسى اسلام » : « دكتر حسن ابراهيم حسن » ط 2 ج 1 صفحهء 270 به بعد و شهسوار اسلام ، تأليف گابريل انكيرى ط تهران ، ص 184 .
( جواب مربوط به اين قسمت هم از قول نويسندگان و محققين بزرگ در قسمتهاى اخير اين بحث خواهد آمد . )