چطور آنها تحتتأثير دسيسهها و توطئههاى پيروان جمعيتهاى سرى كه براى انتقام مجوسيت ! از اسلام كار مىكردند ، قرار گرفتهاند .
دسائس جمعيتهاى مجوسى ، براى ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان و از بين بردن اتحاد و مجد و عظمت آنان در شيعه ظهور كرد ! و در دنيا جمعيتى كه از نظر انضباط و نفوذ و نظم ، بهدقيقى جمعيتهاى باطنيهاى كه « عبداللَّهبن سباى يهودى » و « مجوس فارسى » براى افساد دين اسلام و از بين بردن رياست عربى ! ! تأسيس كردند پيدا نمىشود . و دسايس آنها در شيعهء اهلبيت رسولاللَّه ( ص ) نمايان شد . » ! « 1 »
ضمن توضيحات مربوط به مبارزات « ابوذر » عليه رژيم بنىاميه - در جلد پنجم اين كتاب - خواهد آمد كه اين صحابى بزرگ ، خواستار اجراى اصول عدالت اجتماعى ، به معنى صحيح كلمه بود و با اسرافكاريها و گشادبازيهاى بنىاميه و سرمايهداران دورهء اموى مبارزه مىكرد ، ولى عدهاى مىگويند كه ابوذر را در اين مبارزه ، ابنسبا تحريك كرده بود !
« شعيب » از « سيف » ! و از « عطيه » و او از « يزيد فقعى » نقل مىكند كه وقتى ابن سودا وارد شام شد ، ابوذر را ملاقات كرده و گفت : ابوذر ! آيا از معاويه تعجب نمىكنى كه مىگويد : مال ، مال خداست و همه چيز مال خداست ! و مىخواهد بدينوسيله مال و ثروت را در نزد خود نگهدارد و به مسلمين ندهد ، و اسم مسلمين را محو و نابود كند ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) تفسير المنار ، تأليف « سيدمحمد رشيدرضا » ج 8 صفحه 225 ، چاپ دوم . راجع به معنى صحيح رفض و رافضى رجوع شود به رسالهء رافضيان چه كسانى هستند ، ترجمه عليرضا خسروانى ؛ چاپ تهران
( 2 ) تاريخ طبرى ، « ابىجعفر محمدبن جرير طبرى » ج 2 چاپ مصر 1357 ه حوادث سال 30 ه ؛ صفحهء 335 و دائرةالمعارف ، محمد فريد و جدى ، ج 6 صفحهء 160