و از اينها هم فرقهاى بهوجود آمد كه معتقد به الوهيت على شد و وقتى على ( ع ) از اين امر آگاه گرديد ، با آنها جنگيد ، و لكن بعد از على مسئله تشيع بزرگتر شد ، تا اينكه شيعه 24 فرقه گرديد . . . « العضدى » مىگويد : « زيديه و اماميه از معتدلين شيعه هستند ، نه از غلات . . . » « 1 »
مىگويند : عبداللَّهبن سبا يا ابن السوداء ، يهودىالاصلى از اهالى يمن بود كه تازه بهديانت اسلام مشرف شده بود و او كه تحرك و ايمان زايدالوصفى داشت ، از روز بعد از تشرف به ديانت اسلام ! سراسر آسياى صغير و يك قسمت از آفريقا را درنورديد ! و شروع به تهييج و تحريك تودهها نمود . . . فعاليت او اندكى بعد جنبهء سياسى شديدى پيدا كرد ، و هنگامىكه در مصر رحل اقامت افكند ، عمال خليفه را به باد فحش و ناسزا گرفت و در خطبههاى خود به « عثمان » اخطار نمود كه از خلافت استعفا دهد ! و مسند خلافت را به تنها كسى كه شايستگى احراز اين مقام را دارد ، يعنى « علىبن ابيطالب » باز پس دهد . . .
فصاحت ! عبداللَّهبن سبا كار خود را كرد ! و به زودى مردم گرد او جمع شدند و عقيدهء او را تقديس نمودند ؛ اما ابنسبا كه از اين موفقيت جسور شده بود ، نقاب از چهره برداشت و در نطقها و مواعظش افكار و اصول عقايد يهود را با اصول و مقررات اسلامى درهم آميخت و همچنين اصل « تناسخ » را ترويج كرد . سپس عقايد مسيحيت را به ميان آورده و در مسجد بزرگ « فسطاط » فرياد برآورد :
هامش
( 1 ) مقدمهء چاپ جديد كتاب : الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه ، تأليف : احمدبن حجر هيثمى ، بهقلم ( عبدالوهاب عبداللطيف ) ، ط مصر 1375 ه ، ص 6