تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1712

مساهمون:

ص١٧١٢
مجروحش را كه خون از آن جارى بود و از شدت جراحت سست شده بود ، بر زمين افكندند . ابوذر به بركت دانش فراوان و انديشهء روشنش و عشق به‌اصلاح و طرفدارى و دفاع از فقرا و مستضعفين ، از نزديكترين ياران محمد ( ص ) بود . ابوذر همان گونه كه مورد اعتماد پيامبر ( ص ) بود ، مورد اعتماد مردم نيز قرار داشت . ياران محمد ( ص ) به او احترام مىگذاشتند و از او تجليل مىكردند . على ( ع ) مقام ابوذر را چنان بالا برد كه درباره او فرمود : « انه رجل و عى علماً عجز عنه الناس » ( ابوذر مردى است كه آنقدر علم اندوخته كه ديگر مردم از دريافت آن ناتوانند . ) هنگامى كه زمامدارى مسلمانان به عثمان رسيد ، اين مسئله براى ابوذر گران آمد ! زيرا چگونه در حالى كه در ميان مسلمانان ، خلافت حقِ علىبن ابيطالب ( ع ) آن عالم عادل زاهد است ! خلافت به عثمان برسد و على تنها به اين خاطر كه اهل آشوب نبود به حكومت نرسد . چندى نگذشت كه ابوذر ديد مردم در فقر و بدبختى زندگى مىكنند ، در حالى كه بنىاميّه آريستوكراتهايى هستند كه در ناز و نعمت به‌سر مىبرند . و نيز دريافت كه عثمان حقوق مردم را زير پا گذارده و همه چيز را به خود و خاندانش اختصاص مىدهد . ابوذر به همهء آنان اعتراض كرد كه چرا ثروتها را روى هم انباشته و احتكار مىنمايند ؟ چرا در حالى كه تودهء مردم با شكم گرسنه روى خاك مىخوابند ، آنها غرق در خوشگذرانى و بىبند و بارى شده‌اند ؟ ! ابوذر خشم خويش را عليه اين روش و سياست زشتى كه بنىاميه در پيش گرفته بودند ، آشكار ساخت . روشى كه به ثروت
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1712 | جورج جرداق / خسرو شاهى