علىبن ابيطالب ( ع ) حقيقت و ماهيت عثمان و درباريان او را به گونهاى مجسم كرده كه روشنتر و منطقىتر از آن نمىتوان ترسيم كرد . زيرا على ( ع ) در مثال خود خليفهء سوم را نسبت به درباريانش همچون كسى فرض كرده كه آب گلويش را گرفته و نمىتواند نان و آبى بخورد . كسى كه آب گلويش را گرفته ، چگونه ممكن است گلوى خود را با آب ، كه آخرين دواى گلو گرفتگان است ، باز كند ؟ على ( ع ) مىفرمايد : « كسى كه درباريانش فاسد شدند ، همچون كسى است كه آب گلويش را گرفته ، اما اگر بجز آب ، گلوى او را گرفته بود ، ممكن بود كه آب ، گلوى او را باز كند . »
همانگونه كه عثمان دست بنىاميه را در سوءاستفاده از نفوذ خود و اشراف و بزرگان را در انحصار منافع ، احتكار و جمع اموال باز گذاشته بود ، دست مستشاران خود را هم در كوبيدن آزادى صحابيان بزرگ مخالف و طرفداران و هواخواهان عدالت اجتماعى در ميان مردم باز گذاشته بود و آنان را حمايت مىنمود . بسيارى از اوقات ، خود شخصاً دستور شكنجهء انديشمندان آزاده را مىداد يا با مشورت و رأى مروان آنان را شكنجه مىداد . زيرا عثمان آزادانديشان را دشمنان خود مىدانست ؛ دشمنانى كه مىخواهند وجود با بركتى چون مروان و برادرش حرث را از او جدا سازند !
عثمان در تمام كارهاى كوچك و بزرگ خود به نظر مستشاران اموى خود عمل مىكرد ، تا آنجا كه قربانى افكار آنان شد . زيرا بنىاميه ، عثمان را به ميل و يا بدون رضايت وى ، در جهت اغراض خود بهكار گرفته بودند و در كمين او نشسته بودند و بهطور پنهانى عليه او گرد مىآمدند و در پى آن بودند كه حكومت مسلمانان را نصيب كس
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1700
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٠٠