كسى را انتخاب كنى كه توده مردم به او حسننظر دارند و او اثر نيكى از خود در ميان مردم به يادگار گذاشته است ؛ كسى كه به امانتدارى و درستى شناختهشده است . . . » .
علىبن ابيطالب آشكارا فرمان مىدهد كه نبايد انتخاب مأمورين و كارمندان ، تابع ميل شخصى حاكم و فرماندار باشد و فقط مستند به حسنظن و اعتماد و ارزيابى فردى نباشد ، براى آنكه افرادى كه بهدنبال مقام و رياست هستند ، ممكن است كه به ظاهرسازى بپردازند و مدعى امانتدارى و لياقت و مديريت گردند ! پس بايد فرماندار درباره آنان تحقيق و بررسى كند و خدمتگزارترين و راستگوترين آنان را برگزيند .
و مقياس يگانه در اين باره ، همان خوشنودى و رضايت مردم از آنان است كه درسايه لياقت و شايستگى و راستى و كوشش و كار سودمند ، در بين مردم ايجاد مىشود . ولى كسانى كه هنوز گمان مىكنند نردبان ترقى و پيشرفت ، همان اصول كهنه و پوسيده قديمى ، يعنى موقعيت خانوادگى و محل تولد حسب و نسب است ، سخت در اشتباهند و علىبن ابيطالب با اين جملهء كوتاه ، تكليف آنان را يكسره مىكند : « . . . آنان از راه راست دور شده و عقبگرد نموده و بر افتخارات ! خاندانشان تكيه كردهاند . . . »
علىبن ابيطالب به هر كارمند و مأمورى مىفرمود : « اگر راستگو باشى ، ما به تو پاداش خواهيم داد و اگر دروغگو باشى ، تو را به كيفر خواهيم رساند » و به همهء مردم مىگفت : « اگر كارها را به اهلش افراد شايسته واگذار كنيد ، آرامش خواهيد يافت » .
* * *
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 951
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٥١