افرادى را گماشت كه مىدانست مردمانى دلسوز و مهربان بوده و داراى خصلت عدالت و امانت و راستى هستند ، بدون آنكه كوچكترين توجهى به محيط تولد ! و سابقه خانوادگى و اشرافزادگى او بنمايد .
روش و وضع علىبن ابيطالب در مورد فرمانداران و كارمندان ، همان وضع و روشى است كه درباره قضات داشت . و ما به تفصيل از روش امام على درخصوص انتخاب اين گروه از مأمورين ، سخن گفته و سختگيرى او را در راه و روشى كه بايد قضات بپيمايند ، نشان داديم .
اكنون به سخنى كه امام على در مورد فرماندهى سپاه مىفرمايد ، گوش كنيد : « فرماندهى سپاه را به كسى واگذار كنيد كه به نظر شما ، بيش از ديگران مطيع اوامر خداوند و پيامبر و امام بوده و نسبت به اجراى آن ، دلسوزتر باشد . كسى كه پاكدامنتر و بردبارتر از سايرين است . . . زود خشمگين نمىشود و اگر تقصيركار پوزش خواست مىپذيرد و آرامش مىيابد . نسبت به ناتوانان مهربان بوده و بر زورگويان سختگير است . و سختى كار ، او را برنينگيزد و سستعنصرى ، وى را از كار بازندارد . . . »
بدينترتيب ، على براى اشراف و بزرگان امتيازى قائل نشد و همه مردم در قانون وى ، در قبال وظايف و مقامات بزرگ يكسان و برابر اعلام شدند و با اعلام اين مساوات ، ستاره « حكومت خانوادهها » افول كرد ، براى آنكه وسيله پيشرفت و ترقى اگر مردم همه با هم در حقوق يكسان باشند فقط لياقت و شايستگى خواهد بود نه چيز ديگر ، و لياقت و شايستگى همان راه عالى قدرى است كه اشراف و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 949
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٤٩