در خلال همه اين قرون و اعصار ، انقلابهايى در اينجا و آنجا برپا شد كه آتش آن را تودهاى ستمديده و طبقاتى از مردمى شعلهور مىكردند كه باد زهرآگين تجاوز بر آنان وزيده و طوفانهاى نابودكننده ظلم ، آنها را به نابودى كشانيده بود .
كافى است شما بدانيد كه در يكى از شهرهاى عربى كه نجف نام دارد ، در خلال دوران حكومت عثمانى و انگليسى بيشتر از بيست بار انقلاب بهپا كرد كه هدف تمامى آنها از بينبردن و نابودساختن آثار شبهاى استبداد ، از آن شهر و از مردم عرب بود ! « 1 » .
هامش
( 1 ) . در مورد مبارزات و مجاهدات ملى و ضد استعمارى مردم نجف به رهبرى علماى بزرگ شيعه بر ضد استثمار سلاطين عثمانى و استعمار بريتانيا ، مطالب زيادى نوشته شده كه ما بهعنوان نمونه اشارهاى به آن مىكنيم :
جبهه نهضت آزادىبخش نجف بهرهبرى مراجع بزرگ شيعه بالخصوص آيةاللّه ميرزا محمد تقى شيرازى ، آيةاللّه شيخ الشريعه و ديگران ، بهطور آشتىناپذيرى بر ضد اشغالگران انگليسى بهپا خاستند . در اين دوران علماء و طلاب علوم دينى و مردم مسلمان نجف اسلحه بهدست گرفته و عليه نيروهاى اشغالگر جنگيدند ، از اينرو بود كه نيروهاى ملى ، « نجف » را « پايتخت انقلاب » نام دادند ولى از نظر بريتانيا و عمال رسمى آن از جمله « سرپرسى كاكس » « نجف خارى در چشم سياست بريتانيا بود » ( تاريخالعراق السياسى الحديث ، ج 1 ص 109 ) . « سيد عبدالرزاق حسنى » مورخ معاصر عراقى در يكى از كتابهاى خود مىنويسد : « . . . از مهمترين و اساسىترين عوامل زبانهكشيدن آتش انقلاب ، در نظر مورخين و ناظرين سياسى رجال دينى و علماى اسلامى بودند . براى اينكه علماى شيعه اماميه مرجع و پناهگاه همه افراد مردم مسلمان در احكام و فتاوى هستند و مردم در هيچ امر و فتواى آنان ، با آنها مخالفت نمىكنند . عده بسيارى از اين علماء مىگفتند : اسلام با هيچگونه سيطره و تسلط خارجى در هيچ شرايطى سازگار نيست . . . » ( الثورة العراقية الكبرى ، چاپ صيدا لبنان ، ص 78 و تاريخ العراق السياسى الحديث ، ج 1 ، ط 2 ، صص 118 و 119 ) .
جامعهشناس عراقى دكتر على الوردى هم در كتاب خود مىنويسد : « . . . اين مجتهد شيرازى به وجوب قيام عليه استعمارگران فتوى داد و بر مؤمنين واجب كرد كه زكات اموال خود را براى تأمين هزينه مجاهدين بدهند و فقهاء كربلا و نجف و كاظمين نقش مهمى در انقلاب سال 1920 م داشتند و پس از آن باز عليه حكومت ضد ملى قيام مىكردند تا عاقبت چنان كه همه مىدانند ، آنان را به ايران تبعيد كردند . . . » ( نقش وعاظ در اسلام ، ترجمه محمد على خليلى ، ص 308 ، چاپ تهران ) .
طبق اعتراف صريح دوست و دشمن ، در سايه مجاهدات بىامان و پىگيرى علماى بزرگ شيعه ، استقلال عراق بهدست آمد و نيروهاى اشغالگر از اين سرزمين اسلامى بيرون رانده شدند . براى مزيد اطلاع در اين زمينه به سلسله مقالات ما در سال سوم مجله مكتب اسلام تحت عنوان « با عراق آشنا شويم » مراجعه شود . اميد است كه مجموعه آن مقالات بهشكل كتابى منتشر گردد . م