تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
اين اجمالى است از وضع اين زندان و كسانى كه در آن جاى مىگرفتند . . . زندان وحشتناك باستيل ! . . . كه سگان متنفذ آن روز ، ولتر بزرگ و افرادى نظير او را در آن جاى دادند ! زندانى است كه به‌زودى در 14 ژوئيه ، قلعه‌هاى آن در زير پاى انقلابيون ويران خواهد گرديد ! در همين روز ، در پاريس شايع شد كه دولت مىخواهد هرگونه جنبش ملى را با سلاح سركوب و ريشه‌كن سازد و دهانه توپ‌هايى را كه در زندان باستيل كار گذاشته شده ، به‌سوى خيابان عمومى بزرگ برگردانيده است . اين شايعه دلهاى مردم پاريس را كه مالامال از كينه و دشمنى نسبت به اين زندان سياه وحشتناك بود ، به خروش آورد و ناگهان آنان ، اعم از پير و جوان ، زن و كودك ، خانه و كاشانه خود را ترك كرده و همگى متوجه زندان باستيل شدند و فرياد بىامان واحدى از گلوى آنان خارج مىشد : « به‌سوى باستيل ! به‌سوى باستيل ! » . ساعت ، دو بعدازظهر را نشان مىداد كه همه مردم پاريس در برابر قلعه بردگى وحشتناك ، صف كشيده بودند و در دستشان نيزه ، شمشير ، كلنگ ، و وسايل آتش‌افروزى ديده مىشد ! . آنان به كوبيدن درها و بازكردن قفل‌ها مشغول بودند و گلوله و آتش از بالاى سر ، آنان را به‌شدت درو مىكرد . مردم پاريس و نگهبانان قلعه به‌طور وحشت‌بارى با همديگر درگير شدند و بالاخره اين نبرد خونين با كشته شدن نگهبانان پايان يافت و قلعهء تسخيرناپذير ! در زير پاى انقلابيون قرار گرفت . اخبار سقوط باستيل به استان‌ها و دهكده‌ها و روستاها كه مىرسيد ، همه مردم را به‌يك شكل بيدار مىساخت و آنان در دفاع از