بين بردن آزادى فكر در فشار قراردادن هرگونه كوششى بود كه دانشمندان براى كشف اسرار طبيعت بهكار مىبردند و همچنين بستن هر گونه راهى بر روى متفكرانى بود كه مىكوشيدند قوانين اجتماعى و سياسى خاصى بهوجود آورند كه بشريت را از اشكال گوناگون بردگى برهانند و به همين علت نهضت اصلاح رفورم مذهبى كه ما مىخواهيم درباره آن بحث كنيم ، نقطه عطفى بهسوى دنياى جديد ، در تاريخ اروپا و جهان بهشمار مىرود .
« ساوونارولا » ى بزرگ راه را براى نهضت اصلاحى هموار ساخت و پايهها و هدفهاى آن را پىريزى كرد و مشخص ساخت ولى نتايج ثمربخش آن ، نخست ، جز در آلمان و به دست راهب معروف دكتر « مارتين لوتر » تحقق نيافت و البته هدف اين جنبش كمتر و كوچكتر از آن هدفى بود كه « ساوونارولا » مىخواست ، زيرا خواست اين نهضت تنها برگشت به گذشته بود ، و رهبران آن فقط به لغوكردن همه تشريفات و ظاهرسازىها و توجه به انجيل تنها ، اكتفا نمودند .
ولى نتيجه سودمند و حقيقى اين نهضت در دعوت به آزادى مباحثه و اظهارنظر و استقامت در اين آزادى و فداكارى در راه آن تا پاى مرگ بود و اين امر در واقع از اين سرچشمه گرفت كه « لوتر » و هواداران او خواستار ترجمه تورات بهزبان ملى شدند تا همه مردم بتوانند آن را بخوانند و بهطور مستقيم ، خودشان بتوانند از محتويات و مطالب آن باخبر شوند ، و البته مىدانيد كه ترجمه آن قبلًا ممنوع بود ! . و فقط پدران روحانى حق داشتند كه از آن آگاهى يابند و سپس آنچه را كه خودشان مىخواهند ، به مردم ابلاغ نمايند !
خلاصه جريان اين نهضت آن است كه در آلمان در ميان دوطبقه از
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 654
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٥٤