آشكار كرد و اساس صحيحى براى پىريزى و بناى تمدن بهوجود آورد ، و سپس در سايه نويسندگان و فلاسفه و متفكرانى كه اين دو كشور به جهان عرضه داشتند و اهداف متعالى ايشان در اصلاح تفكر بشرى ، به صورت دو مركز عمده براى اين جنبش سرنوشتساز بشرى درآمدند .
در ايتاليا و فرانسه ، صنعت بهطور نسبى پيشرفته و مترقى بود ، و جنبش و تحرك شهرهاى بزرگ كه دهقانان بهسوى آنها سرازير شده و بههم مىپيوستند تأثير شگرفى در گرايش افكار عمومى بر ضد عدممساوات داشت . و همچنين رشد نهضت تجارت آزاد نيز بويژه پس از اكتشاف قاره آمريكا بهوسيله اسپانيايىها اين چنين تأثيرى از خود بهجاى گذاشت .
شرارهء روشنايىبخشى از ايتاليا و فرانسه بهسوى اروپا و سپس سراسر جهان بشرى جهيد ! و سپس گسترش يافت و اوج گرفت ، تا آنكه سرانجام بهشكل خورشيدى در نيمهء روز ، درخشيدن گرفت و با اختراع چاپ بزرگترين حادثه و رويداد در تاريخ بشريت جديد هرگونه ابر تاريكى از جلو اين خورشيد بر كنار گرديد .
اين عصر نخستين چيزى را كه ديد و شناخت ، نهضت اصلاح مذهبى بود كه در واقع برضد استبدادگران و قوانين آنان بهوقوع پيوست !
* * * نهضت اصلاح مذهبى در اين عصر ، هدفى وسيعتر و فراختر از آن داشت كه امروز به ذهن ما مىآيد ، چون آثار تعصب دينى « 1 » يعنى از
هامش
( 1 ) . اين گونه تعصب دينى ، به شهادت كتاب تاريخ قرون جديد مخصوص اروپا و كشورهايى بود كه تحت تسلط پدران روحانى مسيحى قرار داشتند . . . م