* * * خلاصه سخن آنكه قرون وسطى ، از همه قرون ديگر تاريخ ، تاريكتر و سياهتر و از نظر ابراز شهامت و شجاعت تعدادى از مردم درخشانتر از دورانهاى ديگر بود . و از همينجا است كه قرون وسطى ، هم قرون ارتجاع و عقبگرد است و هم قرون جرأت و شهامت ! . و در هر صورت ، تاريخ سر خود را براى هميشه در برابر تباهىهاى آن قرون خم نكرد ، بلكه از ميان مشكلات و سختىها عبور نمود و خود را بهدست بشريت « قرون جديد » سپرد كه از آغاز اعلان حقوق بشر در اواخر قرن هيجدهم آغاز گرديد ! .
و بسيار روشن است اين جناياتى كه بهنام دفاع از دين و بر ضد انسان صورت گرفت ، مخصوص « قرون وسطى » است و البته « اروپا » در اين تعصب شديد تنها نبود بلكه در جهان شرق عربى نيز بسيارى از تعصبها و سختگيرىها ديده شد « 1 »
آيا حكومتها و دولتها در مشرق فقط بهنام دين بهوجود نيامدند ؟ آيا طبقه حاكمه تعصب تودهها را در راه سركوبى دشمنان خود بهكار نبردند ؟ و آيا گروههايى از مردم را بهاتهام « گمراهى » و « الحاد » بهطور كامل از بين نبردند ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . در اين زمينه به كتابهاى : التعصب و التسامح بين المسيحية و الاسلام ، تأليف محمد غزالى و قصةالاضطهاد الدينى فى المسيحية و السلام ، تأليف دكتر توفيق طويل ، رجوع شود تا ميزان كامل تعصبها در مسيحيت و بلاد اسلامى ، با اسناد تاريخى روشن گردد . م
( 2 ) . البته « حكومتها و دولتهايى » در شرق عربى با سوءاستفاده از نام دين بهوجود آمدند و « طبقه حاكمه تعصب تودهها را در راههاى نامشروعى بهكار بردند ، ولى بايد مانند خود مؤلف ، توجه داشت كه اين جنايات و تبهكارىها كوچكترين ارتباطى به « اسلام » و دين خدا ندارد و رهبرى اين فجايع را مانند اروپا ، رجال مذهبى اسلامى بهعهده نداشتهاند ، بلكه همان طبقه حاكمه ستمكار جنايات را انجام دادند و از حس مذهبى مردم سوءاستفاده نمودند و در هر صورت كوچكترين ارتباطى با اسلام نداشتند و هميشه مورد بغض و نفرت علماى دينى هم بودند . . . و در هر صورت بايد حساب آنان و عمالشان را همواره از حساب « اسلام » جدا ساخت ! . . . م