تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
و متفكر بزرگ را به‌قتل مىرسانيد . و ناگهان عدالت پرورى قيصر ! كه ( به‌قول پدران روحانى مسيحى ) ناشى از آسمان ! بود ، رجال دينى را مسحور مىساخت و آنان او را بزرگ شمرده و هرگونه لقب و عنوانى را به‌او مىبخشيدند و او را تبرّك مىكردند و با « روغن‌مقدس » ! لباس وى را خوشبو مىساختند و به‌خاطر او به نيايش و نماز مىپرداختند و اهريمن را نفرين مىكردند و به‌شادى و سرور مشغول مىشدند و در حالى كه جوجه‌هاى سرخ‌كرده را مىبلعيدند ، مىخنديدند و مىرقصيدند و به‌دعاگويى و دورويى خود ادامه مىدادند . « 1 » قيصر پدران روحانى را « عاليجنابان » خطاب مىكرد ! . و آنان او را : « قبله عالم » و « صاحب عمر دراز » مىناميدند . دلايلى كه بر اين همكارى بين اين دو گروه ، در قرون وسطى ، گواهى مىدهد قابل شمارش نيست . و وحدت منافع در ميان دو طبقه ، منبع و سرچشمه پيدايش همه قوانين و برنامه‌ها بود . عامل وحدت آنان « دين » مسيحيگرى بود كه هر دو از آن « دفاع » مىكردند و اتحاد در مقابل معرفت بشرى ، همان خير و سودشان بود كه رمز وجودشان به‌شمار مىرفت و مسئله امر به معروف و نهى از منكر در نزد آنان افسانه‌اى بيش نبود ! . آرى تعاون و همكارى اين دو گروه ، قاعده اساسى بود و تخلف از آن بسيار نادر صورت مىگرفت ! .
هامش
( 1 ) . درباره اعمال پدران روحانى مسيحى در قرون وسطى و چگونگى همكارى آنان با پادشاهان اروپا به تاريخ قرون وسطى ، ترجمه عبدالحسين هژير ! و كتاب‌هاى ديگر تاريخ اروپا مراجعه شود . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 644 | جورج جرداق / خسرو شاهى