نتيجه ! . . .
* استبدادگران مانند حشرات كثيف ، هرگز در فضاى پاك و سالم بهسر نمىبرند و جز در محيط غفلت و بىخبرى همگانى و جهالت و نادانى سياه پرورش نمىيابند و « دام » خود را براى شكار پهن نمىكنند ! .
عقل استبدادگران راه تفاهم و همزيستى را نمىشناسد و درك نمىكند . و به دليل حقارت و كوتاه فكرى ، نمىتوانند چگونگى وصول به حق را ارزيابى كنند . و هيچگاه صدايى در راه نيكى بلند نمىشود مگر آنكه بلافاصله تازيانه و شلاق وحشت و ترور در مقابل آن قرار مىگيرد و مىخواهد كه آن را خاموش سازد و يا صاحب آن را نابود سازد .
از كتاب اسلام و استبداد سياسى
و بدينترتيب ، قرون وسطى اين شرارههاى درخشان را در دل تاريكىهاى خود ديد و شناخت . و در واقع ، جهان هيچگاه خالى از افراد بزرگ نيكوكار نبوده و هيچ سياهى و ظلمتى از درخشش آن جرقهها دور نمانده است . سازندگى اين بزرگمردان ، به بشريت آينده نيرو مىبخشيد كه بيش از امكانات خود و قرون و دورانشان ، در راه