تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
« ساوونارولا » همراه دو تن از يارانش كه كشيش بودند و به‌نام « دومينيكو » و « سلوسترو » خوانده مىشدند ، به‌دادگاه كشانيده شد و دادگاه محاكمه قلابى و مسخره ، با حضور نمايندگان جناب پاپ « الكساندر بورژيا » تشكيل گرديد . البته نخست « ساوونارولا » را با افزارهاى ننگينى شكنجه داده بودند كه او از آزار آنها نسبت به افراد توده رنج مىبرد و هنگام يادآورى آن ، از ناراحتى مىغريد . او را به دقت و توجه خاصى شكنجه دادند و متأسفانه او از دوران كودكى ، بدن لاغر و ضعيفى داشت كه در دوران و سال‌هاى مبارزه نحيف‌تر شده بود . بدن نحيف « ساوونارولا » طاقت تحمل دردهاى شكنجه را نداشت و او بدون اختيار با صدايى كه دل‌سنگ خارا را هم آب مىكرد ، ناله مىكرد و فرياد مىكشيد . او را بارها شكنجه دادند ، ولى او به دشمنان خود مىگفت كه تعليمات وى كاملًا صحيح و انسانى است و آنان افراد بىعرضه‌اى هستند . از او مىخواستند كه بر خلاف گفته‌هاى خود اعتراف كند ، ولى او نپذيرفت . و سپس كاغذى به او دادند تا مطابق ميل آنان اعترافات خود را بنويسد . اما سپس نوشته‌هاى وى را چون مطابق ميل آنان نبود پاره نمودند . آنگاه خودشان پرونده‌سازى كردند و دلايلى كه « گناه » او را ثابت مىكرد به‌هم بافتند و گفته‌هاى وى را وارونه كردند و بسيار شد كه كلمه « آرى » را به « نه » و يا برعكس ، تبديل نمودند . و سخنانى بر آن افزودند كه او هرگز آنها را بر زبان نياورده بود و در موارد ديگرى ، بسيارى از گفته‌هاى وى را حذف نمودند ! . در آن هنگام كه از دخالت وى در كارهاى حكومت فلورانس