مىخواهد مردم را دوست بدارد ، همه اينها تأثير فراوانى در بين مردم « فلورانس » داشت و با اينكه تا فرقسر در قمار و فسق و فجور و لهو و كارهاى زشت فرو رفته بودند ، از همه آنها دست برداشتند .
او سپس از خود مردم « فلورانس » كمك خواست كه در تغييردادن اخلاق زمان و متمايل ساختن مردم به همزيستى و دوستى و برادرى و در ايجاد يك ملت جديد كه در آن نيازمند و تنگدست و ستمديده نباشد ، او را يارى كنند . از نتيجههاى اخلاص « ساوونارولا » در آنچه كه مىگفت و مىخواست ، آن بود كه در مردان هنرمند فلورانس تأثير بهسزايى گذاشت و آنان بهويژه « ميكلآنژ » « 1 » ، راه و روش خود را در نقاشى و پيكرتراشى تغيير دادند .
ولى متأسفانه طولى نكشيد كه « فلورانس » قربانى احزاب داخلى جديدى گرديد كه بر ضد حكومت جمهورى بهوجود آمده بهوسيله ساوونارولا ، به جنگ برخاستند . از همه خطرناكتر حزب نيرومندى بود كه بهنام « اربياتى » شناخته شده بود ؛ اين حزب وابسته به سرمايهداران و ثروتمندان بانكدارانى بود كه تشكيل حكومت ملى آنان را ناراحت ساخته و وجود « ساوونارولا » آنها را بهخشم آورده بود ! .
اين گروه به او حمله مىكردند و مىخواستند كه براى نابودى وى ، نخست مردم را از كنار او برانند ولى در آن هنگام كه حزب « اربياتى »
هامش
( 1 ) . ميكلآنژ از بزرگترين بشردوستان جهان بود . او از بزرگترين نقاشان و شاعران بود و آثار جاويدان او در طليعه آثار عظمت خلاق بشرى در زمينه زيبايىهاى هنر بهشمار مىرود و با نشانه بارزى از درد و رنج عميق ، حرارت سوزان ، نيروى سركش ، روح انقلابى و سيماى زيبا ، برترى مىيابد ! ( مؤلف )