و نيرويمان را يكدست كنيم و بر اين پيروان ملحد ، كه مشتى بىدين و فاسق از هر كجايى دور و برش را گرفتهاند ، بتازيم . ( منظورش عبد اللّه بن زبير بود ) در پاسخش گفتند : اى دشمنان خدا ! اگر قصد حمله بر او را داريد ، بايد كه از اين خيال درگذريد ، مگر ما مىگذاريم كه به مكه و خانه خدا حمله برده ، اهالى آنجا را پريشان كنيد و احترام آن را از بين ببريد ؟ ! نه به خدا قسم ، چنين اجازهاى را به شما نخواهيم داد « 1 » .
مسعودى و دينورى نيز آوردهاند : اهالى مدينه خندق رسول خدا ( ص ) را كه در جنگ احزاب حفر شده بود ، از نو خاكبردارى كردند و دور مدينه را ديوارها كشيدند . شاعر ايشان يزيد را مخاطب ساخته ، چنين سرود :
خندق سرافراز ما را حالتى است نشاطانگيز . نه تو اى يزيد از ما هستى و نه دايى تو . اى تباهكنندهء نماز به خاطر شهوات ! زمانى كه ما كشته شديم تو نيز به آيين مسيحيت روىآور و مسيحى شو . آنگاه شراب بخور و نمازهاى جمعه را به فراموشى بسپار « 2 » .
ذهبى مىگويد ابن حنظله آن شبها را در مسجد مىگذرانيد . چيزى نمىخورد و نمىآشاميد و روزها را روزه مىداشت و آن را هم با اندكى شربت سويق مىگشود . و هرگز ديده نشد كه چشم از زمين برگيرد و سر به آسمان برآرد .
چون مسلم و يارانش رسيدند ، فرزند حنظله در ميان اصحابش به سخنرانى برخاست و آنان را به پيكار و جنگ و پايمردى در نبرد تشويق
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 7 / 6 - 8 ؛ تاريخ ابن اثير 4 / 45 - 46 .
( 2 ) . التنبيه و الاشراف ص 264 ؛ اخبار الطوال ص 265 .