تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
سركوبى مردم مدينه اقدام كند . اما عمرو زير بار نرفت و چنين مأموريتى را نپذيرفت . پس به عبيد اللّه بن زياد نامه نوشت و او را مأمور عزيمت به مدينه و سركوبى مردم آنجا كرد و مقرر داشت كه پس از آن به مكه رفته ، ابن زبير را سركوب كند . ابن زياد اين مأموريت را نپذيرفت و گفت : به خدا قسم كه من اين دو ننگ و رسوايى را براى اين فاسق باهم انجام نخواهم داد : يكى كشتن پسر دختر پيغمبر خدا ( ص ) ، و ديگرى جنگ با خانهء خدا ! گفتنى است كه مرجانه ، مادر عبيد اللّه زياد ، فرزندش را به سبب كشتن امام حسين ( ع ) مورد شماتت و سرزنش قرار داد و عظمت كارى را كه مرتكب شده بود يادآور شد و گفت : واى بر تو ، اين چه كارى بود كه كردى ، و به چه مسؤوليت بزرگ و ننگينى تن دردادى « 1 » ؟ چون يزيد از جانب عبيد اللّه زياد نااميد گرديد ، به دنبال مسلم بن عقبهء مرّى فرستاد . چه ، معاويه روزى به او گفته بود : بالاخره تو روزى با مردم مدينه درگير خواهى شد . در آن صورت مسلم بن عقبه را به سركوبى ايشان مأمور كن . زيرا او مردى است كه خدمت و فداكاريش را آزموده‌ام ! چون مسلم به خدمت يزيد رسيد ، او را پيرمردى يافت بيمار و ضعيف و از كار افتاده « 2 » .
هامش
( 1 ) . امالى شجرى ص 164 . ( 2 ) . تاريخ طبرى 7 / 5 - 13 ؛ تاريخ ابن اثير 4 / 44 - 45 ؛ تاريخ ابن كثير 8 / 219 ؛ الأغانى 1 / 35 - 36 .