[ حضرت امير ( ع ) فرمود : ] اى ابن عبّاس ، دور است ( از اينكه مانند آن سخنان ديگر گفته شود ؛ گويا شقشقهاى بود كه از دهان شتر نر « 1 » آويخته شده و باز در جاى خود آرام گرفت .
[ قال ابن عبّاس : فو اللّه ما أسفت على كلام قطّ كأسفي على هذا الكلام ألّا يكون امير المؤمنين ( ع ) بلغ منه حيث أراد ] .
[ ابن عبّاس مىگويد : سوگند به خدا ، از قطع هيچ سخنى آنقدر اندوهگين نشدم كه از قطع كلام آن حضرت ، چرا كه نشد سخن را به آنجا كه اراده كرده بود برساند ] .
آن حضرت فرمايش خود را كه بيان دردهائى بود كه قريب به بيست و هشت فرمانروائى سه خليفه تحمل كرده بود و در آن ساعت بيان كرده به گوشت شش مانند يك شتر نر در حال هيجان از دهان مىآويزد و پس از آن مىفرمايد : ( ثم قرّت ) يعنى پس از هيجان آرام گرفت ؛ به سبب اين فرمايش آن حضرت اين خطبه را خطبه شقشقيه ناميدهاند .
هامش
( 1 ) . شتر نر در زمان هيجان شهوت از دهانش گوشت مانندى آويزان مىشود كه آن را در زبان عرب شقشقه و بسبب فرمايش آن حضرت اين خطبه شقشقه ناميدند .